تحقیق سبک مدرنیسم

سبک مدرنیسممدرنیسم
مدرنیسم یا نوگرایی جنبش یا مکتبی هنری است که در غالب مجموعه‌ای از جریان‌های اصلاح طلبانه فرهنگی در هنر ، معماری، موسیقی ، ادبیات و هنرهای كابردی، طی سه دهه قبل از سال ۱۹۱۴ به وجود آمد.
مدرنیسم، که به تجدد و نوگرایی نیز ترجمه شده، به معنی گرایش فکری و رفتاری به پدیده‌های فرهنگی نو و پیشرفته ‌تر و کنار گذاردن برخی از سنت‌های قدیمی نیز است.
فرایند و جریان تاریخی است که در عرصه های متنوع و مختلفی چون فلسفه، علم، سیاست، اقتصاد و هنر تأثیر مستقیم گذاشت.
مدرنیسم چیست؟
کلمه مدرن برای بار اول در قرن ششم میلادی از ریشه( Modernus نو) گرفته شده ودر زبان فارسی به معنای نو می باشد.در “دایرت المعارف فارسی” می خوانیم:
“مدرنیسم‌ (modernism) : تجدد خواهی‌، در اروپا و در حوزۀ‌ دین‌ مسیحی‌ تمایلات‌ آزادی‌ خواهانه‌ در اواخر قرن‌ نوزدهم‌ و اوایل‌ قرن‌ بیستم‌، برای‌ تجدید نظر در بسیاری‌ از عقاید رسمی‌ و سنتی‌ دین‌ مسیح‌ جهت‌ سازگار کردن‌ آن‌ با نتایج‌ پیشرفت‌های‌ علمی‌ که‌ مخصوصاً از قرن‌ نوزدهم‌ به‌ بعد برای‌ بشر حاصل‌ شده‌ است‌ .
در اصطلاح عبارت است از نو شدن ابزار و جایگزین شده علم در مقام دین. به باور مدرنیست هادر جهانی که ما در آن زندگی می کنیم باید از روش های نو تر استفاده کرد چرا که روش های قدیم جوابگوی انسان معاصر نمی باشد از این رو باید به تاریخ، فرهنگ وزبان یک نگاه جدید داشت. ‌ پیروان‌ مدرنیسم‌ وحی‌ و الهام‌ را یک‌ دریافت‌ شخصی‌ از حقیقت‌ الهی‌ می دانند ‌، نه‌ دریافت‌ حقیقت‌ کلی‌و عینی‌ از خدا و بیان‌ آن‌ به‌ مردم‌ . همچنان مدرنیست ها عقیده دارند که عقل وعلم در مقام کاشف می تواند بسیاری از مشکلات را خود حل کند. در حل امراض اعتقاد وباور دینی کار ساز نیست. انسان موجودی است که از عقل وعلم برخوردار شده می تواند. بنا براین همین انسان از توانایی لازم برای ایجاد یک قانون مدون اجتماعی نیز بهره مند است. او می تواند زندگی جمعی را در پرتو قانون دست ساخته خود هدایت نماید.
ویژگی های مدرنیسم
۱- اعتقاد به توانایی عقل وعلم در درمعالجه امراض اجتماعی
۲- مخالفت با مذهب
۳- دفاع از حقوق طبیعی انسان به وسیله قانون
۴- اومانیسم وانسان انگاری طبیعت: مدرنیسم محصول رنسانس است و اومانیسم نیز در همین دوره پدید آمده است . از این رو می توان گفت اومانیسم -که بر انسان محوری تأکید می ورزد و آن را مستقل از خدا ووحی مطرح می سازد- روح اصلی مدرنیسم محسوب می گردد.
۵- تأکید برروش شناسی تجربی وحسی به جای روش شناسی فلسفی وقیاسی
۶- تأکید برمفاهیمی از قبیل طبیعت، پیشرفت وتجربه های مستقیم
۷- پوزیتویسم به عنوان متدلوژی مدرنیسم: پوزیتویسم نوعی عصیان در برابر متافزیک وفلسفه است و برخلاف گرایش های دینی واخلاقی عَلَم برمی دارد.مطابق این دیدگاه خداوند جزو تاریخ ذهن انسان است ومذهب نیز عینیت بیرونی ندارد.
۸- فردگرایی( در اقتصاد(
۹- گذار از سنت به تجدد ( درجامعه شناسی(
۱۰- ایجاد جامعه صنعتی(درفرهنگ(
۱۱- نخبه گرایی (در فلسفه(
۱۲- رویکرد میکانیکی (درعلم)
۱۳- گسترش‌ و تأثیر علم‌ و فن‌ آوری
۱۴- تحرک‌ بیشتر : با انقلاب‌ صنعتی‌، جامعه‌ از حالت ایستا بیرون آمده تحرک بیشتری یافت و از طریق شهرنشینی توسعه پیدا کرد.
۱۵- بروکراتیک‌ شدن‌ حکومت‌
۱۶- تأکید بر فرد و بسط‌ مفهوم‌ آزادی‌
سبک مدرنیسم
با پایان جنگ جهانی و نیاز شدید به ترمیم خرابی های جنگ و تولید انبوه ساختمان ، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت . لذا استفاده از تکنولوژی روز ، مصالح مدرن ، پیش ساختگی ، عملکرد گرایی و دوری از سبکهای پر زرق و برق تاریخی مورد توجه قرار گرفت . در این دوره معماری مدرن به عنوان تنها سبک مهم و آوانگارد در غرب مطرح شد و دامنه نفوذ آن به صورت یک سبک جهانی در اقصا نقاط گیتی گسترش یافت.
معماری مدرن، اعتقاد شدیدا قدرت یافته به ترقی خواهی صنعت است و ترجمان اش به سبک بین المللی خالص و سفید ( یا دسته کم زیبایی ماشینی ) با هدف دگرگون ساختن جامعه هم در حساسیت اش و هم در ساختار اجتماعی اش.
می توان مدرنیسم را نخستین واکنش فکری بزرگ نسبت به بحران اجتماعی و فروپاشی دین مشترک دانست.
همان طور که پیش تر بیان شد آغاز مدرنیسم را می توان از رئالیسم یا مکتب شیکاگو دانست که به راسیونالیسم ( سبک جهانی) و بعد با هاوس و سپس به آن چیزی که ما مدرنیسم می نامیم ختم می شود، که یک دوره پنجاه ساله  را در بر می گیرد.
از مشخصات بنیادین مدرنیسم عبارتند از:
۱- تداوم عناصر التقاطی ناشی از روش های تاریخی قرن نوزدهم.
۲- توجه به اهمیت کاربری مصالح خصوصا آجر در رابطه با کیفیت های سازه ای عناصر تزئینی.
۳- گرایش به طراحی لوازم از طراحی سرامیک و دست گیره ها گرفته تا طرح آسانسور و اثاثیه منزل.
۴- استفاده از شیوه دورنمایی به مثابه عناصر ساختاری وابسته به روش های سازه ای همچنین طرح های خیالی مورد توجه قرار گرفت.
یکی از خصوصیات متعدد معماری مدرن این بود که در ساختمان ها ماهیت مصالح ساختمانی مورد توجه قرار گرفت و این مصالح به صورت طبیعی خود تا آنجا که ممکن بود دست نخورده و بدون پوشش و پرده در ساختمان بکار گرفته شدند، چون استفاده از تزئینات در معماری را کهنه پرستی و ظاهر سازی دانسته و چنین اعلام شد که به جلوه آوردن ماهیت مصالح که به صورتی طبیعی ، نه ساختگی و مصنوعی ، به غنای معماری بیفزایتد مورد توجه قرار گرفت.
نکته دیگر امکان دادن به تمام عوامل ساختگی بود تا نقشی را که در ساختمان دارند بنمایانند در معماری گذشته مثلا پلکان اغلب در میان دیوارهایی سنگین و در فضایی که در پس خانه بود و بیشتر مناسب  پستو و صندوق خانه از دیده پنهان می شد.
معماری مدرن نه تنها نشان داد که پله را می توان در معرض دید نهاد بلکه می توان آن را عاملی ساخت که بر غنای معماری بیفزاید. مراد از صداقت و اخلاق در معماری ندرن از جمله همین آشکار گزاشتن عوامل ساختمانی و تاکید بر آن هابود.
از دیگر ویژگی های معماری مدرن این بو که توانست از امکانات مهندسی بهره گیرد و با بکارگیری اسکلتی مرکب از تیرها و ستونها که بار ساختمانی بنا را فقط در نقاطی معین متمرکز و تحمل می کند دیوار  به پرده ای صرفا برای محصور و متمایز کردن فضا تبدیل کند.
معماری مدرن نمای یکسره و یکنواخت رنسانس و باروک را می شکند ، در معماری رنسانس به ویژه در قصرهای باروک تمام ساختمان نمایی یکسره و یکنواخت داشت اگر در پشت نما آشپزخانه یا پله یا اتاق بود در نما یکسان ظاهر می شد. اما در معماری مدرن به مددتکنولوژی میسر شد که شخصیت هر بخش بنا را مشخص و معلوم در پیکر آن نشان داد. از این رو معماری مدرن اصیل آن معماری است که هر قسمت نمودار شخصیت و هویت خویش باشد.
محتملا می توان قصر بلورین را که به سال ۱۸۵۱ برای نمایشگاه لندن ساخته شد نقطه آغازی برای معماری مدرن دانست این نکته اگر هم از لحاظ تاریخی قیق نباشد و.اجد اهمیت است. زیرا در اینجا بود که مظاهر بارز یکی از عواملی که باعث پیدایش معمار مدرن شد و در گسترش و تحولات آن نیز نقش اساسی بازی کرد به گونه ای بی سابقه تجلی یافت . ساختمان  بزرگ بلورین توسط جوزف پاکستن برای نمایشگاه مدرن یعنی آهن و شیشه بود که اجزا به صورت پیش ساخته در ارخانه تولید و در محل نب شدند.
چارلز چنکر تاریخ نگار و منتقد معماری، تاریخ دقیق مرگ معمعاری مدرن را ۱۵ ژانویه ۱۹۷۲ ساعت ۲۳ : ۳ بعد از ظهر بیان کرد ، زمانیکه مجموعه آپارتمانهای مسکونی پروت ایگو در شهر سن لوییس آمریکا  توسط دینامیت منهدم شد.
جنکز بیان می کند که این مجموعه آپارتمانها نماد معماری مکعب شکل و بدون تزئینات مدرن بود.