مقاله جایگاه و نقش زن در اجتماعات عشیره ای لرستان

فهرست مطالب

نگاه اجمالی به جایگاه ونقش زن دراجتماعات عشیره ی لرستان(۱)

نقش زن عشایری در مسائل مذهبی واجتماعی۲)

نقش زن عشایری در مسائل اقتصادی وامورمربوط ب۲،۳)

نقش زن عشایری لرستان درامورمربوط به خانواده۴،۵)

نتیجه گیری۵،۶)

نگاهی اجمالی به جایگاه و نقش زن در اجتماعات عشیره ای لرستاننقش زن در اجتماعات عشیره ای لرستان
آنچه که مسلم است حیات انسانها و زندگی بشری بر پایه زوجیت بنا شده است . یعنی زندگی انسان با زن و مرد معنا پیدا می کند و اگر یکی از این دو وجود نداشته باشد یا نادیده گرفته شود در واقع زندگی بشری وجود نخواهد داشت . قران کریم به صراحت به این موضوع اشاره کرده است آنجه که می فرماید “و خلقناکم کرمن و انثی” و خلق کردیم شما را از یک مردو زن .
بنابراین یه همان اندازه که مردها در زندگی اجتماعی جایگاه و نقش دارند زنان نیز می توانند به همان اندازه جایگاه داشته باشند و ایفای نقش کنند و طبیعی است که عکس این قضیه نیز کاملا درست و منطقی است . با این تفاصیل می خواهیم جایگاهو نقش زن را در اجتماعات عشایری لرستان به صورت خلاصه بررسی کنیم .
در یک نگاه اجمالی چنین برداشت می شود که در جامعه عشایری لرستان مردان در جایگاه رفیع تری قرار داشته و نقشی بیشتر و مهمتر به منصه ظهور رسانده اند . شاید در ظاهر امر این چنین باشد اما اگر در این موضوع تعمق و تفحص کنیم در خواهیم یافت که واقع امر این چنین نیست . درست است ، در گذشته به بسیاری از زنان آنگونه که بایسته و شایسته است اهمیت داده نشده اما این قاعده در درجه اول یک قاعده کلی نیست یعنی بر همه زنان صدق نمی کند . ثانیا با بیان نقش زنان در جامعه عشایری مشخص خواهد شد که آنان در واقع هم مهم بوده اند و هم اینکه مهم شمرده می شده اند .
برای روشنتر شدن بحث ، ابتدا به صورت فهرست وار به نقش زنان در جامعه عشاری اشاره می شود ؛ آنگاه با در نظر گرفتن این موضوع جایگاه آنها مشخص می گردد و البتهدرباره این جایگاه هم به بحث خواهیم نشست . می توان نقش آفرینی زنان عشایر لرستان را در این موضوعات عنوان کرد :

۱-نقش زن عشایری لر در مسایل مذهبی و اجتماعی
۲-نقش زن عشایری در مسایل اقتصادی و امور مربوط به خانه .
۳-نقش زن در امور مربوط به خانواده.5547D2
۱- نقش زن عشایری در مسایل مذهبی و اجتماعی : تمام رسوم مذهبی رایج در اجتماعات عشیره ای سابق ، با حضور زنان انجام می گرفت و شکل پیدا می کرد . مثلا در مراسم عزاداری مربوط به امام حشین (ع) و عاشورای حسینی و اعیاد مذهبی مانند عید فطر و قربان زنان نیز همانند مردان حاضر بودند و در گرامیداشت و برپایی این رسوم نقش اساسی داشتند ضمن اینکه باید به این موضوع اشاره نمود که زنان عشایری لرستان نسبت به مسایل مذهبی و فرایض دینی همانند نماز ، روزه و …. و اعمال مستحبی و نذورات و تعهد خاصی داشته و کاملا مقید بوده و هستند .
در آنچه که به عنوان مسایل اجتماعی نیز می توان عنوان کرد نیز حضورزن مشهود و روشن است . مراسم عزا بدون حضور زنان نمی توانست برپا شود و مراسم عروسی و سایر جشن ها و اعیاد نیز به همین طریق . زیرا آنچه که مراسم عزاداری را رونق می بخشید ، همان سوگواری زنان عشایری بود ، چه اینکه در سوگواریها  به مراتب سهم زنان عشایر بیشتر از مردان است و علاوه بر آن مسایل مربوط به پخت و پز این رسم را نیز زنان انجام می دادند .
از طرفی گرمی جشنها و سرورها و عروسیها و …. نیر از آوازهای دسته جمعی زنان و در عرف عامه مردم لرسان (“هیولی” گفتن زنان) بود . در دید و بازدید ها نیز حضور پیدا می کردند ، ولی باید اذغان نمود که در اجتماعات عشیره ای لرستان ، نقش و حضور زنان در مسایل اجتماعی به مراتب کمتر از مردان بوده است آنهم به لحاظ اینکه از حضور زنان در بعضی از اجتماعات ممانعت بعمل می آمد . با این وصف گاهی زنانی در میان جوامع عشایری لرستان پیدا می شد که موقعیت اجتماعی خاصی پیدا می کردند .

مثلا به عنوان نمونه زنانی وجود داشته اند که رئیس یک طایفه بوده اند و تاریخ این دیار از طرفی دیگر از زنان شجاع و قهرمان که در سوار کاری و تیراندازی نیز مهارت خاصی داشته اند ، خبر می دهد .
۲- نقش زن عشایری در مسایل اقتصادی و امور مربوط به خانه :  بنظر راقم این سطور نقطه اوج نقش آفرینی زنان اجتماعات عشیره ای لرستان را می بایست در مسایل اقتصادی و امور مربوط به خانه و خانواده جستجو کرد .
الف- امور کشاورزی: در کاشت و برداشت ، نقش زن کمک کننده به مرد را داشت ؛ اما در مواردی از برداشت محصول نقش اساسی را ایفا می نمود . مثلا در حمل محصول (گندم و جو) که در عرف لری به “پشته کشیدن” معروف است ، معمولا نیمی از کار را زنان انجام می دادند، آنهم با چه زحمت و رنج طاقت فرسایی ، زیرا مقدار زیادی گندم و جو و …. را گاهی تا مسافت یک کیلو متر جابجا می نمودند . در جدا کردن گندم و جو از کاه نیز گاهی شرکت می کردند . بطور معمول شستن و پاک کردن گندم و جو بعهده زنان بود ، که به این موضوع اصطلاحا “دست پر” می گفتند . در ارتباط با برداشت سایر محصولات کشاورزی نیز زنان عشایری لر نقش قابل ملاحضه ای داشته اند .
ب- امور دامداری : در نگهداری از دامها آنچه که به زنان مربوط می شد عبارت بودند از : انجام امر نظارت مکان نگداری دامها ، کمک به مردان در دادن علوفه ، جو و …. به دامها ، پرورش طیور (که بطور کامل این کار را زنان انجام می دادند . )
ج- امور مروبط به خانه : اولا تمام پخت و پز و تهیه و فراهم نمودن خوراک خانواده عشایری از وظایف زنان است . درست کردن خمیر ، روشن کردن آتش ، جمع کردن هیزم و پختن نان از یک طرف و فراهم نمودن شام و ناهار و صبحانه و چای در خانه و پختن غذاهای مختلف محلی و …. را بطور کامل زنان انجام می دادند . جالب اینجاست که یک زن عشایری در عین حال که خود اقدام به پخت و پز نان و غذا می نمود ، اما همواره دیرتر از همه اعضای خانواده بر سر سفره حاضر می شد و هر گاه میهمانی بر آنها وارد می شد

.   همه ی آنچه را که داشت در طبق اخلاص می گذاشت و به مصرف میهمان می داد و هیچگاه قبل و یا همراه میهمانان و اعضا خانواده غذا نمی خورد که این ایثار زن عشایری را می رساند . حمل آب از چشمه تا خانه به وسیله مشک از دیگر کارهای سخت زنان عشایری بوده است . دوشیدن شیر گله ، پختن و پالایش آن – فراهم نمودن ماست و سرشیر از آن و مبدل ساختن ماست به دوغ و کره و تهیه روغن حیوانی ، کشک و پنیر تیز از جمله کارهای مهمی است که یک زن عشایری به تنهایی آنها را انجام می داد و از وظایف خاص او به حساب می آمد .
شستن لباس اعضای خانواده ، حمام کردن بچه ها ،نظافت خانه و پوشاک و ظروف غذاخوری نیز از جمله اموری است که بطور خاص زنان عشایری لر بدان همت گماشته اند .
د- درست کردن صنایع دستی : در میان اجتماعات عشیره ای لر ، د رگذشته ، اکثر قریب به اتفاق  لوازم و سایل بوسیله زنان درست می شد . از رشتن پشم گوسفندان گرفته تا تبدیل پشم  و موی آنها به نخ و بافتن فرش (قالی) ،گلیم ، نوار نخی (چل یا نوار )، جل و جلشان (پوشاک حیوانات )و حیث ( به جهت حفاظت از طرف سیاه چادر و همینطور برای آغل گوسفندان و …)و بافت سیاه چادر و همچنین وسایلی همانند تک ، تکله ، سله ، روک و … (که هر یک برای مواردی جهت امور خانه لازم می آمد)، بطور صد درصد توسط زنان انجا می گرفت که توضیح بافتن و درست کردن هر یک از صنایع دستی مذکور از حوصله این بحث خارج است و در واقع برای درست کردن آینها هم توان بسیار زیاد و هم وقت قابل ملاحضه ای لازم است ، با این وصف زنان قهرمان لرستان در این امور ، خود را کاملا موفق نشان داده اند .
۳- نقش زن عشایری لرستان در امور مربوط به خانواده : بدون تردید نقش یک زن عشایری لرستان در درون خانواده به مرتب بیشتر و مهمتر از مرد بوده و به تعبیری نقش محوری در خانواده ایفا کرده است .

قوام یک خانواده عشایری به زن است . زیرا مرد به واسطه اموری که به عهده داشته ، زمان بسیار کوتاهی در خانه به سر می برده و تنها این زن عشایری است که همواره در خانه حضور دارد و به این جهت به تمام امور خانه وقوف کتمل داشته است . علاوه بر دوران بارداری زن که با ویژگی های خاص خود در واقع دوران سختی برای  او محسوب می شود . و البته این دوران برای زن عشایری با وضعیت زندگی ویژه، بسیار سخت و سخت تر بوده است .، زن عشایری بطور معمول به هر بچه ۲ سال تمام شیر می داد و تمام کارهایی که به نگهداری بچه مربوط می شد را به تنهایی انجام می داد و پدر و مرد و خانواده به کلی با این امور بیگانه بود ، تربیت فرزندان تا سنین بلوغ به عهده زن خانواده بود و طبعا د رمشکلاتی که احیانا برای بچه ها و سایر عضای خانواده پیش می آمد فردی که بیش از همه بار این مشکلات بر دوش او سنگینی می کرد همانا زن خانه بود . پرستاری از پدر بزرگ و مادر بزرگ ها و افراد کهنسال خانه از جمله وظایف سنگین و حساسی بود که زن خانه آن را به نحو مطلوبی انجام می داد . به هنگام کوچ ، سخت ترین امور به او واگذار شده بود . نگارنده شاهد  بوده که گاهی یک زن عشایری در کوچ ، یک بچه به دوش و بچه ای دیگر را در بغل داشت و در عین حال وسایل دیگری نیز حمل می کرد و کیلومترها در راههای پر پیچ و خم کوهستانی طی طریق می نمود .
در یک کلام ، استحکام و حیات واقعی خانواده عشایری به زن آن خانواده بستگی دارد ، بطوری که اگر زن خانواده از دنیا برود آن خانه از هم پاشیده خواهد شد . یک مثل معروف بین عامه لرها متداول است که می گویند .
دست بشکیه ن پات                                                                  بووت بمیر ن دات
یعنی دستت بشکند نه پایت                                                        و پدرت بمیرد نه مادرت
در این ضزب المثل ، مادر به پای انسان تشبیه شده و پدر به دست و به صراحت گفته شده که اگر پدر انسان بمیرد بهتر است تا مادر بمیرد زیرا مادر تکیه گاه است .

مثلی دیگر وجود دارد که می گویند بغرنج ترین و سخت ترین وضعیت برای هر کسی موقعی است که با اصطلاح لری “شارش بشویه” (یعنی آرامش زندگیش بهم بخورد) و این موضوع فقط در مورد مردن زن خانه صدق می کند . بنابراین نقش زن در خانواده بسیار حائز اهمیت است .
پس خوبی زن ، خوبی کل خانواده و بدی آن بدی کل خانواده را به همراه دارد . این است که میر نوروز شاعر معروف لرستانی می گوید .
زن خو سی گفتگو سی حونه داری                                        زن گن پا تش تاوه لکش دیاری
مردمونی زن خو بهار مرد                                                       زن گن چی زمسو همیشه سرد
نتیجه بحث: آنچه که درباره نقش ، عملکرد و فعالیت های زنان عشایری لرستان عنوان گردید .
در واقع گوشه ای کوچک از تلاش و کوشش آنان است . زن عشایری به لحاظ حساسیت و ازدیاد کارهایی که انجام می داد زودتر از همه اعضای خانواده از خواب بیدار می شد و بعد از همگان به خواب می رقت و با این همه کار فعالیتی که در خانه و بیرون از آن انجام می داد . هیچگاه به شوهر خود و سایر اعضای خانواده منت نمی گذاشت و در مقابل بزرگترها و بخصوص همسرش کوچکترین حرکتی که نشانه ای از عدم مراعات ادب در آن باشد از او سر نمی زند گاهی بعد از شوهران نا آگاه حتی همسران خود را مورد اذیت و آزار و بی مهری قرار می دادند ، اما با این وصف باز زن و شوهر خود را احترام می نمود  و با خوبرویی و خوشرویی با او برخورد می کرد . قناعت ، تواضع ، ساده زیستی ، غیرت و شهامت زن لر در مجموع ، جوی صمیمی و دور از هر گونه دغدغه در خانه بوجود آروده بود ؛ و در سایه رفتار و خلق و خوی پسندیده مادران عشایری بود که در خانه آرامش ، صمیمت و مهر و محبت حکمفرما می شد .
حال بحث این است امروزه که زندگی به صورت عشایری سابق کمرنگ شده است و حالتی دیگر به خود گرفته ، زنان امروزی یعنی نوادگان همان زنان دیروزی با مهاجرت به شهرها و شهرنشین شدن تنها بخش کوچکی از آنهمه فعالیت را انجام داده و معمولا اکثر

قریب به اتفاق امور مربوط به زنان و مردان انجام می دهند . پس جا دارد که خود را با گذشتگان (زنان عشایری) وفق داده و لااقل اگر بار سنگین فعالیت های زندگی از دوش آنها برداشته شده از مسائل معنوی خانواده دور نشوند و حرمت خانه را نگهدارند واقعیت آن است که احساس می شود جمعی از زنان جامعه ما از وظایف مادی و معنوی خود تا حدودی دور شده اند و این جایی بسی نگرانی است و به همین دلیل است که مشاهده می شود درصدی از خانواده ها دارای استحکام لازم و کافی نیستند .
اگر در گذشته رفتار بعضی از مردان نسبت به زنان را می توان مورد نکوهش و انتعقاد قرار داد امروزه رفتار برخی از زنان جامعه را نسبت به مردان می بایست سرزنش نمود . به تعبیر دیگراگر در جامعه دیروزی مردسالاری ها حاکم بود ، امروزه در خیلی از موارد زن سالاری حاکم است . بنابراین می توان گفت نه زن سالاری و نه مرد سالاری نمی توانند به تنهایی در جامعه کارساز باشند . برای رسیدن به زندگی بهتر و استحکام خانواده ، تفاهم ، همفکری و همکاری میان زوجین لازم است . باید مردان و زنان تلاش کنند تا با رعایت وظایف شرعی و اجتماعی خاص خود موانع را از سر راه زندگی مناسب ، مشترک و در عین حال همراه با تفاهم خویش بردارند .