مقاله رایگان آموزش زبان خارجي و عوامل افت تحصيلي

نام پروژه :: آموزش زبان خارجي و عوامل افت تحصيلي
حجم فايل ::127  کيلو بايت
دسته بندي:: رشته علوم تربيتي و آموزشي
فرمت :: pdf
صفحات ::21

قيمت : رايگان
منبع : بازارچه تحقيقاتي

بخشی از مقاله :

عواملي كه در افت تحصيلي دانش آموزان در درس زبان انگليسي دخيل هستند را مي توان به دو دسته اصلي تقسيم كرد. 1- بازدارنده هاي دروني و 2- بازدارنده هاي بيروني موثر در عدم يادگيري و زبان آموزي يا افت تحصيلي. مسلما اين تقسيم بندي فقط براي سهولت در توضيح و تبيين دلايل موثر درامر يادگيري و يا عدم يادگيري زبان انگليسي مطرح است شايد اين علت ها چنان به هم پيچيده باشند كه به سادگي نتوان به تقسيم بندي مشخصي دست يافت. چرا كه ريشه در پيچيدگي رفتار و حالات روحي و رواني نوع انسان دارد.
قبل از پرداختن به علل عدم يادگيري و افت تحصيلي در زبان انگليسي، تعريفي از افت تحصيلي بدست مي دهيم، «نورشاهي» افت تتحصيلي را اينگونه تعريف مي كند: «…اصطلاح افت تحصيلي (Wastage) را ضايعات مربوطه به دانش آموز يا دانشجو در نظام آموزشي از نظر طولاني تر شدن زمان تحصيلي يا ترك تحصيل تا پايان دوره پيش بيني شده دانسته اند… مي توان گفت افت تحصيلي يا اتلاف به صورت هاي زير در آموزش و پرورش آشكار مي شود: الف) افت تحصيلي بر اثر قصور نظام اجتماعي در فراهم آوردن آموزش و پرورش همگاني، ب) افت تحصيلي بر اثر قصور نظام آموزشي در آوردن كودكان، نوجوانان و جوانان به داخل نظام آموزش و پرورش، نگهداري افراد در داخل نظام آموزشي، برقراري هدف ها و برنامه هاي متناسب آموزش و پرورش و دستيابي كارآمد به هدف ها و برنامه هاي نظام»
در بين عوامل گوناگون موثر در يادگيري شايد هيچ يك به اندازه «انگيزه» يا علاقه از جايگاه  ويژه اي برخوردار نباشد. وجود انگيزه در موفقيت هر كار ي از جمله در يادگيري زبان خارجي يا زبان آموزي مهمترين عامل است منظور از انگيزه يا انگيش به گفته گرجيان… «داشتن يك نياز جسماني يا نياز رواني و اجتماعي است كه شخصي را براي نيل به هدف به حركت واميدارد تا در پرتو آن به ارضاء نياز خود پرداخته و در اثر دستيابي به هدف در خويش احساس رضايت نمايد» وي در ادامه مي افزايد «ميزان و نوع انگيزش در كيفيت و كميت فرايند يادگيري نقش تعيين كننده اي دارد و معلم زبان در دادن انگيزش به زبان آموز در يادگيري زبان انگليسي نقش عمده اي ايفا مي كند»
در اين ميان نقش معلم در ايجاد انگيزش و دادن آگاهي به زبان آموزان بسيار مهم است متاسفانه آن چيزي كه معلمان در عمل با آن روبرو و حتي زبان آموزان سطح آموزش عالي گرفتار آن هستند ناآگاهي ازهدف و علت و «چرايي» يادگيري زبان خارجي است تا چه رسد به «چگونگي» آن! اين وظيفه معلمان از ابتدايي گرفته تا دبيرستان است است كه دانش آموزان را با هدف و كاربردهاي آينده هريك از موارد درسي كاملا آگاه نمايند تا موجب دلگرمي و تحريك دانش آموزان براي فراگيري درسهاي موردنظر از جمله زبان انگليسي شود.
عكس اين موضوع نيز لطمات جبران ناپذيري را بر پيكره آموزش و پرورش وارد مي آورد ممكن است معلم هدف يادگيري درس مورد نظر را روشن نموده باشد ولي دانش آموزان به علتي بي انگيزه باشند كه بدان نيز اشاره خواهد شد.
بي شك عامل ديگري كه اگر نگوييم بيشتر بلكه به انازه همان عامل پيشين در پيشرفت يا افت تحصيلي موثر است «نبود يا پايين بودن انگيزه» در ميان معلمان است. اگر بپذيريم معلم شاداب و با انگيزه در كار آموزشي خويش موفقتر از معلمي مضطرب، ناراحت، آشفته و بي انگيزه يا كم انگيزه خواهد بود، در اين صورت هم بايد بپذيريم كه حتما عواملي چند  در اضطراب و يا نگراني معلم نقش دارند كه بايد براي شاداب و با انگيزه نگهداشتن اين قشر عوامل منفي را بايد از بين برد. شخصيت و رفتار معلم سازنده شخصيت و رفتار شاگرد است. اين موضوع به ويژه در دوران نوجواني و جواني چشمگيرتر است. بنابراين معلمي كه مي خواهد برشاگردان اثر مثبت بگدارد خود بايد از شخصيتب متعادل و سالم برخوردار و از لحاظ مادي هم تامين باشد.
نداشتن «هدف» هم باعث پايين آمدن و كاهش انگيزه براي انجام بهتر كارها مي شود هدف شايد بيشتر از ديگر امور در آموزش و پرورش و يادگيري موثر باشد چون در آموزش و يادگيري با روان، طرز نگرش و روحيه زبان آموز سركار داريم.
امروزه تمامي متخصصين آموزش زبان هم در اين موضوع اتفاق نظر دارند كه هدف و انگيزه اهميت خاصي در برنامه آموزش و يادگيري و يا عدم يادگيري دارد. انگيزه و هدف باعث  مي شود كه زبان آموز توجه خاصي به مطلب يا مطالبي كه به وي آموزش داده مي شود بنمايد در نتيجه مطالب را بهتر فرا خواهد گرفت.
استفاده از برنامه و روش تدريس غلط هم نتايج نامطلوبي به بار خواهد آورد. بطور مثال ممكن است گاهي پدر و مادر زبان آموز و حتي جامعه توقع و انتظار نادرستي از زبان آموز خويش و همچنين از معلن و نهاد آموزشي داشته باشند در حالي كه هدف نهايي زبان اموزي به ويژه در سطح راهنمايي و متوسطه چيزي غير از آن است كه اكثر ما انتظار از آن داريم طبق گفته ب.و.بلباف «…درباره پايان دوره يادگيري زبان خارجي هدف تسلط مطلق نيست بلكه لحظه اي است كه پس از آن شخص بتواند كمابيش روان و بدون دستبازي به ترجمه، انديشه هاي ديگران را بفهمد، انديشه خود را بيان كند و به زبان خارجي بينديشد. ناگفته پيداست كه اين مستلزم جذب ويژگي هاي بنيادي واژگاني و و دستوري آن زبان است چنانچه در دوره يادگيري اين ويژگي ها با روندهي فكري شخص كم كم پيوند مستقيم يابند» اگر ما توقع داشته باشيم زبان آموزان در پايان دوره متوسطه بتوانند با رواني و فصاحت تمام به زبان انگليسي صحبت كنند و بتوانند بدون غلط هر چيزي را كه مي خواهند بنوسند در اين صوت اين بدان مي ماند كه ما در پايان دوره متوسطه از دانش آموزان رشته رياضي و فيزيك انتظار داشته باشيم كليه مسايل و ريزه كاريهاي آنرا بدون هيچ گونه مشكلي بلد باشند!