نامه یک رئيس جمهور به معلم پسرش

او بايد بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد که به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد. به او بگوييدبه ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود. به او بياموزيد، که در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. مي دانم که وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد اگر با کار و زحمت خويش، يک دلار کاسبي کند بهتر از آن است که جايي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد. از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد.
….

اگر مي توانيد، به او نقش موثر کتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل هاي درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز مي کنند، دقيق شود. به پسرم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها، ملايم و با گردن کش ها، گردن کش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به پسرم ياد بدهيد که همه حرف ها را بشنود و سخني را که به نظرش درست مي رسد انتخاب کند.

ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد. اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد که در اوج اندوه تبسم کند.  به او بياموزيد که از اشک ريختن خجالت نکشد. به او بياموزيد که مي تواند براي فکر و شعورش مبلغي تعيين کند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست. به او بگوييد که تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يک نازپرورده نسازيد. بگذاريد که او شجاع باشد، به او بياموزيد که به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد که چه مي توانيد بکنيد. پسرم کودک کم سال بسيار خوبي است.