نقش مدیران در پیوند خانواده،مدرسه و جامعه در ابعاد مسایل دینی،اجتماعی و اقتصادی

مقاله رشته علوم تربیتی و آموزش ابتدایی

اسم مقاله :نقش مدیران درپیوندخانواده ، مدرسه و جامعه درابعاد مسایل دینی ،اجتماعی واقتصادی(رایگان)
هدف این مقاله
بررسی فرایندی متغیرهای موثر در (( پیوند )) خانواده ، مدرسه و جامعه در (( حوزه ی مسایل دینی ، اجتماعی و اقتصادی )) وپیش نهاد راه کارهای بهبود عملکرد مدیران در مدیریت آموزشگاهی است.
هنرمدیریت آموزشگاهی  تمهید شرایط عمومی و اختصاصی توسعه ی فراگیر و متعادل فرایند آموزشی و پرورشی در مدرسه است .
دانش آموزان به عنوان دروندادی انسانی ، امانت های مهم و پیوسته  در تغییرند . و در تعامل با کانون خانواده و نهاد مدرسه و جامعه تاثیر پذیر و به نوبه ی خود بسیار تاثیر گذارند . لذا رشد و تکامل متعادل و متناسب خانواده ها ، مدرسه و جامعه در ابعاد مسایل دینی ، اجتماعی و اقتصادی از عمده ترین اهداف آموزش و پرورش است و از آرمان های ( ظاهراً ) دست نیافته ( یا چندان دست نیافته ) ی جامعه است . هدف والایی که علت ناکامی در دست یابی به آن را می باید در نوع  مدیریت ها  در سطوح مختلف آموزش و پرورش  بلکه نوع مدیریت و عملکرد نظام های مدیریت اجتماعی در نهاد کشور جست و جو کرد .
لذا ،مناسب است تا مدیران در طراحی های اجرایی خود با در نظر گرفتن مطالبات اجتماعی خانواده ، دین و جامعه و با قبول اصل تغییر در مدیریت ( با توجه به روند تغییرات فزاینده در مناسبات اجتماعی ، دینی ، فرهنگی و اقتصادی  جامعه ) به منظور بهبود و بهسازی فرایند تعلیم و تربیت به تغییرات موثر در سازمان فکری خود مبادرت ورزند . تغییری که در نهایت منجر به ایجاد تحول در (( شخصیت و هویت سازمان )) شده ، رفتار و عملکرد آنان را بهبود می بخشد . و به نوبه ی خود زمینه های تغییر و تحول بنیـادین  را در رفتار و عملکرد دانش آموزان و در نتیجه شرایط رشدمتعادل و شتابنده ی جامعه فراهم سازد.
خانواده و مدرسه تبلور جامعه و جامعه آیینه ی تمام نمای  نهاد خانواده و مدرسه است . جامعه همچون موجودی زنده پیوسته در حال تغییر است . و روند توسعه ی جامعه ی جهانی و در مقیاسی کوچک ، جامعه ی ایرانی نیز از لحاظ تکنیک و صنعت به سرعت رو به رشد است. و متاسفانه به نظر می رسد درکنار تحولات پرشتاب اقتصادی و صنعتی در جامعه ، دست یابی  به رشد متعادل فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی در محاق توسعه ای  لجام گسیخته  قرارگرفته است .
ذکر این نکته اهمیت دارد که : هرگونه بررسی و تحلیل یک بعدی فرایندهای اجتماعی –انسانی  ضمن آن که می تواند مفید و ثمر بخش باشد ، نمی تواند مبنای مدیرت موثر و الگوی عمل قرار گیرد .
موضوع ((  پیوند خانواده ، مدرسه و جامعه )) در ابعاد مسایل دینی ، اجتماعی و اقتصادی  موضوعی چند ضلعی است و ضرورت دارد با نگاهی فرایند محور و کاملاً تخصصی در ابعاد دینی ، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی و تحلیل همه جانبه قرارگیرد . کاری که از دیرباز کارشناسان خبره به آن پرداخته اند واز عهده ی این مقاله کوتاه خارج است .
همان گونه که اشاره شد ، رابطه ی موجود میان خانواده ، مدرسه و جامعه رابطه ای گسترده ، پیچیده ، متعامل ، متقابل و تاثیر گذار است . لذا ، رشد نامتوازن یا انحراف از معیار هریک از نهادهای یادشه می تواند در تعادل یا عدم تعادل دیگری تاثیر گذار باشد . بدیهی است در این روابط هرقدر تعامل  متعادل تر باشد ، روند   توسعه ی متوازن ومتعادل و دست یابی به اهداف دینی ريا، اجتماعی و اقتصادی دست یافتنی تر خواهد بود .
باید یادآور شد : امروزه مدیریت یک علم و مدیریت آموزشگاهی به دلیل پیچیدگی انسان و روابط انسانی  مدیریتی  پیچیده ، مهم و حساس است . مدیران آگاه با شناختی وسیع ، عمیق و روشن از حوزه ی مدیریتی خود به بررسی وضعیت جاری و نیازهای برآورده نشده پرداخته ،  با طرحی آرمانی و برنامه ای واقعیت مبنا به اصلاح تدریجی امور مبادرت می ورزد .
چنین مدیرانی فقط به روش های شناخته شده و هرچند کارآمد گذشته بسنده نکرده به مهندسی و معماری  ساز و کارهای نوین می پردازند . زیرا به خوبی آگاهند که : ” اگر همواره ، مانند گذشته بیندیشد ، همیشه همان چیزهایی را به دست می آورد که تا به حال کسب کرده است .”  (  فصل نامه مدیران، شماره اول اردیبهشت 86 ، ناحیه یک رشت ) لذا ، رسالت مدیران در دست یابی به چنین آرمانی ، کشف راهکارهای نوین و اثربخش به هدف تقویت و توسعه ی ارکان خانواده ، مدرسه و جامعه است.
خلاقیت می تواند کاربرد جدید اصول و مفاهیم شناخته شده ای باشد که با روشی نو تکمیل و گسترش می یابد . بنا براین مدیرمی تواند با نگاهی نقادانه و تعمیم داده ها به معیاری منطقی  دست یابد ، معیاری که بتواند به گونه ای مبنای مناسبی برای بهبود عملکرد واقع شود .
تعامل و  تعادل خانواده :
1- رشد خلاقیت در فرزندان . رشد خلاقیت در فرزندان =افزایش برخورداری از فرصت های برابر اجتماعی . رشد وتعمیق خدمات آموزش علمی،دینی واجتماعی و بهبود خدمات محیطی در مدارس = 1- افزایش رضایت مندی دانش آموزان و اولیا= تامین آرامش روانی دانش آموزان و اولیا 2- بهبود زمینه های رشد همه جانبه ی دانش آموزان= ( انسان متعادل / جوان ایرانی مسلمان آگاه به مسوولیت های فردی و علاقه مند به همياری با دیگران / بهبود زمینه های رشد همه جانبه ی دانش آموزان =1- برخورداری جامعه از نیروی کار آماده ،ماهر،شاداب ،فعال و خلاق  2- ترقی همه جابه و متعادل جامعه در حوزه های مختلف دینی – فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی / ترقی همه جانبه و متعادل جامعه در حوزه های مختلف دینی – فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی = رشد شاخص های توسعه و پیشرفت ، مانند : ارتقای سطح علمی آحاد جامعه / افزایش سطح مشارکت مردم در عرصه های مختلف اجتماعی ،سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی / کنترل و کاهش آمار مبتلایان به اعتیاد ،ایدز : ناشی از اعتیاد به مواد مخدر و… / کاهش آمار جرم و جنایت / وبهبود شاخصه های توسعه ی اخلاقی ، اجتماعی ،اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی .
بر این مبنا  آشکار است که بهبود و بهسازی  روزآمد وبه عبارت دیگر رشد توسعه ی متعادل و منطقی  هریک از نهادهای خانواده ، مدرسه و جامعه می تواند زمینه های رشد و توسعه ی گشتاری را فراهم سازد .
هدف متعالی آموزش و پرورش تعلیم و تربیت آحاد جامعه و تعمیق خدمات آموزش علمی دینی و اجتماعی و بهبود خدمات محیطی در مدارس به هدف :
1ـ  برخورداری جامعه از نیروی کار آماده ، ماهر، شاداب ، فعال و خلاق
2-  ترقی همه جانبه و متعادل جامعه در حوزه های مختلف دینی – فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی است .
واین مسوولیت در مقام اجرا و نظارت ( در مدارس ) بر عهده ی مدیران ( و کادر آموزشی مدارس ــ مدیریت جمعی ــ ) است . مسوولیت بزرگ ، حساس و پیچیده ای که  تنها در سایه ی تفکری پیشرو و علمی و روشی خلاقانه ،  مدیریتی  فرایند محور ، صبور و متخلق به ایمان و عمل صالح و دارای روابط انسانی فعال و موثر محقق و امکان پذیر خواهد بود .
اهداف ایده آلی که در صورت تحقق  می تواند نوید بخش توسعه ی پایدارو فراگیر باشد .
با توجه به نشانه های روشن و غیرقابل انکاردر سطح جامعه در حوزه ی
1ـ  مسایل دینی 2ـ  اجتماعی 3-  اقتصادی :
پای بندی به اصول اسلامی و رعایت اخلاق و شئونات دینی  یا افزایش رشوه و ارتشا ، مرزشکنی های اخلاقی و…  ؛ رعایت حقوق شهروندی ، پرهیز از مفاسد اجتماعی و اخلاقی ، افزایش آمار اشتغال واشتعال مولد / یا تضییع حقوق دیگران و افزایش آمار جرم و جنایت ، افزایش آمار مبتلایان به مواد مخدر ، ایدز ، کاهش امنیت جانی ، روانی و سیاسی  … ؛ حضور جوانان تحصیل کرده ، کارآمد و فعال درعرصه ی کار و تولید  ، رشد متوازن ودر عین حال شتابند ه ی تکنیک و صنعت در مسیر ارتقای سطح زندگی آحاد جامعه / یا  رکود  کار و تولید ، افزایش واردات ، وابستگی به نیروی کار و متخصصان  وارداتی  ، اختلاس ،تاراج منابع و ثروت های عمومی  و …
می توان گفت  : میان عملکرد و تعامل مدیران و(  خانواده ها  ) و جامعه رابطه ای معنادار وجود دارد .

یکی از ارکان متاثر و به نوبه ی خود موثر در روند توسعه ی جامعه  نیروی انسانی کارآمد است . نیروی انسانی کارآمدی که چرخ های ماشین پرشتاب توسعه ی امروزبا دست های فکر آنان   به حرکت درآمده است و ارکان مدیریت فردا را به دست خواهند گرفت .
تقویت پیوند خانواده و مدرسه لزوماً به معنی حضور فیزیکی خانوادها در مدارس ( و مثلاً مشارکت آنان در مدیریت مدرسه ) یا به طور مستقیم  مشورت دهی به خانوادها و تاثیر گذاری بر روند تعامل آنان با فرزندانشان نیست ؛ بلکه می توان و مناسب است با بهسازی نگرش در مدیریت در فرایند ارتباط با خانواده ها با سازو کارهایی نو یا جلاخورده به این مهم پرداخته شود .
بدیهی است عملکرد آگاهانه ، علمی و متعهدانه ی مدیران در تعامل با دانش آموزان (  به عنوان نماد خانواده  ) و ارائه ی خدمات آموزشی و تقویت ارزشها و باورهای دینی در آنان   با پرهیز از هر گونه افراط و تفریط  به روشی عقلانی ، عاطفی می تواند شرایط  حضور فعال  و اثربخش دانش آموزان را در کانون خانواده و جامعه در ابعاد مختلف دینی ، اجتماعی و اقتصادی فراهم نماید .
دانش آموختگانی آگاه و مومن  که با درکی روشن از جایگاه ، مسوولیت وخود در حیطه ی روابط خانوادگی و مسوولیت های اجتماعی  در کارکردهای خانوادگی و فعالیت های اجتماعی ، شاداب و فعال مشارکت می نماید ودر  رشد و توسعه ی فراگیر دینی ، اجتماعی و اقتصادی جامعه  اثر گذار خواهد بود .