بازدید: 216
 

چارچوب نظری ارتقاء زندگی عشایر

زندگي عشاير

چارچوب نظری ارتقاء زندگی عشایر

بخشی از فهرست این مقاله
هدفهای کمی بخش عمران عشایر در برنامه سوم
هدفهای کمی بخش عمران عشایری (درصد) در برنامه سوم
ایجاد و توسعه زیرساختهای اقتصادی – اجتماعی
امور امنیتی و دفاعی کشور.
الف – اهداف از نگاه گروه مطالعاتی هامون
حاشیه ای و دورافتاده کشور
اهداف کمی
اهداف از دیدگاه محققان مختلف
سایر اهداف
ب – دیدگاه پروفسور اهلرز
پ – دیدگاه پروفسور گارت ویت
ت – دیدگاه پروفسور ژان پی یر دیگارد
ث – بیانه کنفرانس بین المللی عشایر و توسعه
نفوذ دکترعبداللهی، جامعه شناس توسعه
ج. پیام رئیس جمهور وقت به کنفرانس بین المللی عشایر و توسعه
ح. پیام وزیر جهادبازرگانی
خ. اهداف مطرح شده توسط مسئولین سازمان امور عشایر ایران
د- اهداف اولیه از دیدگاه عشایر
عشایر پیش بینی شده است عبارتند از:
نظریات عزیز کیاوند
مشکل ما شیوه تولید است نه کوچ یا اسکان، این شیوه تولید عشایری است که هماهنگی خود را با مقتضیات زمان از دست داده است و جماعتهای عشایری برای تغییر شیوه تولید خود تنها دو راه عقلایی را در پیش دارند :
الف) تولید بر پایه کشتزارهای دامی
عشایر، سنت و سابقه دیرینه ای در دامداری دارند، از طرفی تقریباً تمام روستاهای ما روستاهای کشاورزی هستند. اگر قرار باشد دهواره های جدیدی با جماعتهای عشایری کوچنده پدید آید با فعالیت اصلی آنها بر محور پرورش دام ، آن هم تا جایی که ممکن باشد دامپروری نوین امروزی صورت گیرد. این دهواره ها باید علوفه و خوراک دام تولید کنند. در چنین دهواره هایی نگرانی همیشگی و دیرینه مهندسین کشاورزی کشور درباره جدایی کشاورزی از دامداری برطرف خواهد شد ونمونه ای از ادغام و هماهنگی کامل آن دو پدید خواهد آمد، و از تصور به تحقق خواهد پیوست. در این دهواره ها باید روشهای علمی اصلاح نژاد دامها به منظور افزایش محصول (بهره وری) اعمال گردد.
ب) تولید بر پایه صنعت
در جاهایی که امکان ایجاد دهواره های عشایری بر پایه دامپروری نوین ممکن نباشد، پاسخ مسئله توسعه و تحول جماعتهای عشایری در صنعت است. مراد از صنعت بر خلاف تصور و روال فکری معمول، صنایع دستی و کوچک و کارهایی مانند گلیم بافی و جاجیم بافی نیست، این نوع صنایع میتوانند در مواردی درآمدهای جنبی و حاشیه ای ایجاد کنند و در طرحهای فقرزدایی به طور موقت به کار گرفته شوند، اما هرگز نمیتوانند محور تحول اقتصاد پویای نوینی باشند. از این نوع فعالیت و مهارتهای سنتی میتوان و باید به جای خود استفاده کرد اما دل و امید نهایی بستن به آنها فرصت و زمان را از دست دادن و به فاصله عقب ماندگی از جهان متحول و در حال پیشرفت افزودن است. دلیلی نیست که جوانان عشایری نتوانند در صنایع مدرن و مجتمعهای صنعتی بزرگ به کار گرفته شوند. دلایل و شواهد چنانکه پیش از این اشاره شد بر له این امر است. واحدهای صنعتی و حتی شکلی از پارکهای صنعتی جدید، در جایی که تحول دامداری سنتی به دامپروری نوین ممکن نباشد، میتواند این نسل معلق را در منطقه نگهداری وجلوی اضمحلال میراث فرهنگی آن را بگیرد و به طور غیرمستقیم از بار مسائل شهری بکاهد.
«استراتژی که که از آن سخن گفتیم خط و مسیر حرکت آینده را در چارچوب یک استراتژی جامع و همه جانبه، رشد و تحول و توسعه ملی را نشان میدهد. این استراتژی هم کلی، هم دراز مدت و هم اختیاری است. تحول باید با تدریج و با تدبیر همراه باشد.
فضاهای زندگی عشایر کوچنده بسیار متنوع و گوناگون است. این گوناگونی و تنوع باید همیشه به شمار آید. به این واقعیت مهم باید آگاه باشیم که گاه طرح یا برنامه ای که برای طایفه ای جواب مطلوب می دهد حتی برای طایفه همجوار ممکن است مناسب نباشد. برنامه ریزی در چنین مواردی و در برخورد سنجیده و عقلایی و دورنگرانه با اینگونه مسائل است که منطق وزیبایی خود را به نمایش می گذارد.
«اصولا سازمان و ساختار اجتماعی جماعتهای عشایری به سازمان صنعتی بیشتر شباهت دارد تا به سازمان و ساختار روستایی
استراتژی های توسعه پیشنهادی گروه مطالعاتی هامون
این گروه که مطالعات وسیعی پیرامون توسعه‌جامعه عشایر انجام داده است، استراتژیهای زیر را برای توسعه پیشنهاد می نماید:
۱- توسعه و تحول نظام تولید عشایری جهت بهره بردرای بهینه از منابع و عوامل تولید، افزایش بهره وری و تأمین رفاه اقتصادی و شرایط معیشتی مناسب
۲- گسترش فعالیتهای صنعتی در مناطق عشایری به منظور ایجاد فرصتهای جدید شغلی، افزایش درآمد، بهره گیری مطلوب از فرآورده های تولیدی، تقویت بنیادی تولید و تحول تکنولوژیک مناسب.
۳- بهسازی و نوسازی مراکز جمعیتی و ایجاد و تجهیز کانونهای جدید برای تمرکز جمعیت و فعالیتها
۴- عمران و توسعه یکپارچه و هماهنگ مناطق عشایری، به ویژه سرزمینهای ایلی عمده به منظور کاربرد بهینه و همه جانبه از منابع و اراضی ، ایجاد تعادلهای زیست محیطی، استقرار مطلوب جمعیت و تمرکز فعالیتها
نظریات ابراهیم حیاتی
الف) اسکان با مشاغل کشاورزی
بخش عمده ای از عشایر ایران در قشلاق یا ییلاق، دارای زمینهای کشاورزی قابل ملاحظه‌اند، بنابراین با حمایت از این قشر از طریق تأمین آب کشاورزی، واگذاری اراضی، آموزش و ترویج، اعطای وام و … میتوان آنان را در همان محل خود اسکان داد.
ب) اسکان با شغلهای دامداری و دامپروری
میتوان یک زندگی دامداری توأم با دامپروری، زنبورداری و سایر مشاغل صنعتی را برای جذب جمعیت مازاد و تکمیل امور اقتصادی آنان توصیه کرد.
ج) اسکان با مشاغل دامپروری و صنعتی
گروهی از عشایر ایران نه دارای زمین کشاورزی و نه مراتع قابل استفاده هستند،‌برای این گروه پیشنهاد میشود که نقاطی با ایجاد شرایط قطبهای صنعتی در هر استان پیش بینی شود و نسبت به استقرار عشایر داوطلب با در اختیارگذاشتن امکانات موردنیاز اقدام گردد. استراتژی توسعه زندگی عشایر باید بر محور اقتصادی دام استوار باشد یا به عبارت دیگر آمیخته ای از زراعت و دامداری و سایر قابلیتهای اقتصادی و اشتغال زا باشد. بنابراین تنها راه ادامه حیات و توسعه زندگی آنها که خود نیز به آن گرایش دارند و توسعه ای سالم و بدون تخریب و مبتنی بر فرهنگ اقتصادی – اجتماعی آنهاست، اینگونه است که با یک برنامه ریزی دقیق، باقی زمینهای قابل کشت را به خود آنها واگذار نمایند و با توجه به قابلیتها و پتانسیل های منطقه ای، مجتمعهای کوچک و بزرگ کشت (کشتی که مکمل دامداری است) راه اندازی کنیم. اجرای این برنامه مستلزم مکان یابی و مطالعه آمایشی و قابلیت سنجی (بخصوص آب و خاک) و به دنبال آن آماده سازی مناطق مطالعه شده است که با توجه به عوامل جغرافیایی و طبیعی مناطق مختلف شامل حفر و تجهیز چاه ، حفر کانالهای انحرافی،‌بهسازی چشمه ها و قنوات می باشد (حیاتی ، ۱۳۷۰ : ۱۸۲).
۴- نظریات دکتر حسینی
«من معتقد هستم، الگوی توسعه برای عشایر کشور باید یک الگوی بومی باشد، هیچ یک از نظریات و مدلهای توسعه عیناً نمی تواند در مناطق عشایری کشور عملی گردد، گر چه استفاده از نظریات و الگوهای توسعه و اطلاع یافتن از آنها مفید است، اما مدل توسعه عشایر کشور باید یک مدل بومی باشد. نظریات رشد از درون و بیرون، نظریات روستو و غیره از این جمله هستند ولی اطلاع داشتن از آنها مفید است. نظریات توسعه که در کشور هندوستان و چین مطرح شده است به کشور ما نزدیکتر هستند، در مدل هند، توسعه را در سطح بخش دیده اند و تمام تدابیر برای توسعه بخش پیش بینی شده است. در چین،‌مدل توسعه منطقه ای است من معتقد هستم مدل توسعه بومی مشابه آنچه شیخ بهایی در مورد زاینده رود و چگونگی اثر آن در توسعه دیده است میتواند با توجه به پتانسیل های مناطق عشایری پیش بینی گردد، اما اگر دلایل عدم توسعه یافتگی و مشکلات فعلی را بدانیم، می توانیم به مدل مناسب توسعه دسترسی پیدا کنیم. در مدل توسعه، قالب و چارچوب و سطح واحد برنامه ریزی بسیار مهم است،‌با توجه به شناختی که از جامعه عشایر دارم، واحد برنامه ریزی در حد «تیره» میتواند واحد مناسبی باشد. توسعه کشاورزی مبحث را باری توسعه عشایر رسیدگی به وضعیت معیشتی آنان می دانم و در کنار آن دسترسی به خدمات مختلف را توصیه می نمایم، معیشت را پایه و اساس و خدمات را چهاردیوار می دانم .»
۵- نظریات دکتر عباس بخشنده نصرت
اسکان و تغییر شیوه تولید یک ضرورت است زیرا به منظور بازدهی اقتصادی فضائی نمیتوان با ادامه شرایط زیست کهن، امکان توسعه را در جوامع عشایر کوچنده به وجود آورد،‌مگر اینکه بنا به مقتضیات، برنامه های توسعه برای معیشت عشایر کوچنده در کوتاه مدت و دراز مدت ارائه نمود تا ضمن توجه به کل جامع عشایری، برای ثبات اقتصادی و حالت دینامیکی آن برنامه ریزی شود. همراه با تغییر معیشت،‌باید در شیوه تولید آنان نیز تغییر اساسی به وجود آید. از این رو، شیوه تولید را باید از دامداری سنتی به دامپروری صنعتی تغییر داد. در این زمان باید شرایط برخورداری از فناوری را به منظور بهره وری از طبیعت مهیا نمود تا با توجه به تغییرات اجتماعی ، اقتصادی، مبانی معیشت و شیوه تولید منطقه ، زندگی عشایر را بدون تخریب فضای زیستی تغییر داد.
برای شیوه تولید صنعتی توصیه دیگری نیز محقق می باشد :
«علل اصلی پیشنهاد دامپروری صنعتی بدان سبب است که این جماعت، پایه زندگی خود را با دام آغاز نموده اند و در این راه از هر گروه دیگری تجربه و آگاهی بیشتری دارند و اگر در همین رابطه بتوان زمینه ای مهیا نمود، امید موفقیت بیشتر است. به همین جهت در این قسمت میتوان از مراحلی آغاز نمود که با بهره گیری از تجربیات سنتی، توسعه صنعتی شکل گیرد و پذیرش آن برای نسلهای آینده نیز به سهولت انجام شود و در نتیجه ضمن تأمین تولیدات دام و یکجا سکونت گزیدن، میتوانند از کلیه امکانات رفاهی، زیربنایی و سرویسهای لازم برخوردار گردند.
۶- نظریات دکتر پاپلی یزدی
«کانونهای ایجاد شده برای اسکان از جمله گل افشان، قراب و بکان، باید به عنوان مرحله ای از فرآیند کلی دیده شوند. اگر شهرک به عنوان انتهای فرآیند دیده شود، موفق و اقتصادی به نظر نمی رسد. چنانچه ایجاد شهرک و توسعه ایجاد شده به عنوان مرحله ای از مدرنیته باشد آنگاه مهم و اقتصادی است. باید اقتصاد این مکانها به صورت پویا باشد، زمینه های مهم اشتغال و زنجیره تکمیلی اشتغالات باید پیش بینی گردد و تلاش کرد در این مکانهای اسکان، سهم محصول صنعتی بیشتر گردد و تأسیسات پشتیبانی فرآیند تولید نیز باید بوجود آید.
از دام و کشاورزی صدها محصول دیگر میتوان به وجود آورد و این دو را باید به عنوان معدن دید،‌بهره دهی سرمایه در این کانونها باید بیشتر از روستاهای سنتی شود، با استفاده از علوم و کار ترویجی می توان در تولیدات از نظر کمی وکیفی تحول ایجاد نمود،‌تجربه دامپروری در کشورهای دیگر و تولید چند برابر داشتن دامپروری ها الگو قرار گیرد، در بلندمدت روی دام بزرگ فکر شود، از حیث تخصصی و آموزشی و شکل خانواده میتوان کارهای علمی و تخصصی و منطبق با شرایط روز نمود.
۷۰ راهبردهای پیشنهادی کنفرانس بین المللی DANA
در آوریل ۲۰۰۲ بالغ بر سی متخصص با گرایشهای مختلف در علوم اجتماعی و علوم طبیعی در کشور اردن گرد آمدند تا در کنفرانس «دانا» با عنوان «جوامع کوچنده و حفاظت منابع طبیعی» با هدف ضرورت ملاحظه حقوق جوامع محلی و بومی، سیاستها و برنامه های حفاظتی و تأثیر آن بر حیات و زندگی عشایر را مورد بررسی قرار دهند که سرانجام در بیانیه کنفرانس موارد زیر مورد تأیید قرار گرفت :
«فشارهای ناشی از رشد جمعیت، الگوهای ناپایدار مصرف، تغییرات آب و هوایی و قدرتهای اقتصادی جهانی و ملی هم حفاظت از منابع زیست و هم زندگی جوامع محلی و بومی را به مخاطره انداخته است،‌کوچندگان مورد تبعیض واقع شده اند و سرعت تغییر دنیا، زندگی این جوامع را به تحلیل می برد و حیات آنان به عنوان جوامع شاخص مورد تهدید قرار گرفته است، معهذا اقشار کوچنده هنوز نقش بارزی در پایداری اکوسیستم، تنوع ژنتیکی و گونه ای ایفاء می کنند. لذا اصول پنچگانه زیر مورد تفاهم قرار گرفت :
۱- اصل اول : حقوق وتوانمندسازی (Rights and Empower ment)
۲- اصل دوم : اعتماد و احترام (Trust and Respect)
۳- اصل سوم: شناخت سیستمهای مختلف (Different Knowledge Systems)
۴- اصل چهارم‌: مدیریت تطبیقی (Adaptive Management)
۵- اصل پنجم : مدیریت همراه با تشریک مساعی (Collaborative Management)
۹-۳- دیدگاههای رئیس سازمان امور عشایر ایران،‌معاون و تعدادی از مدیران کل امور عشایر استانها
در خردادماه سال ۱۳۸۳ ، از رئیس، معاون و تعدادی از مدیران کل امور عشایر استانها در خصوص استراتژی توسعه پیشنهادی برای جامعه عشایری سؤالی کتبی انجام شد که حاصل نظریات آنان به شرح زیر است:
سؤال : استراتژی های توسعه پیشنهادی جناب عالی برای کانونهای اسکان چه میباشد؟
پاسخهای کتبی ارائه شده به شرح زیر است:
•    ایجاد نهادی قدرتمند برای هماهنگ سازی بخشها و زیربخشها
•    انجام مطالعات اسکان به عنوان اقدام ملی و اجرای منطقه ای
•     نگاه آمایشی و فضایی به جماعت دربرگیرنده با توجه به تعلقات در دو نقطه جغرافیایی
•    ایجاد انگیزه برای خانوارهای ذیربط از طریق تسهیلات لازم و مؤثر (وام کم بهره و بدون تشریفات)
•    تخصیص منابع مالی لازم و توزیع بهنگام آن
•    توانمندسازی دستگاه مسئول برای انجام اسکان، مدیریت و نظارت برفرآیند آن
•    جمع نمودن افراد خاص از طایفه یا تیره در سایت که دارای یک هماهنگی قومی می باشند.
•    فراهم نمودن شغلهایی مناسب،‌متعدد، فرهنگی ، خدماتی و …
•    آموزشهای مناسب
•    بهره گیری از امکانات رفاهی فعلی
•    ایجاد اشتغال مناسب و فراهم نمودن بازارهای مناسب در راستای عرضه محصولات تولیدی آنها
•    فراهم نمودن سرمایه اولیه مناسب در راستای سرمایه گذاریها در کانون به منظور جلوگیری از پیش فروش محصولات
•    حقوق «زمانی» مصرف کننده
•     کانونها باید برای جذب جمعیت جاذبه داشته باشند
•    کانونها باید پتانسیل لازم را در ابعاد مختلف برای توسعه داشته باشند.
•    خدمات زیربنایی (راه، مخابرات، آموزش، بهداشت و درمان) از جمله ضروریات سات.
•    ملی دیدن توسعه زندگی عشایر و به کار داشتن همت همگان در این زمینه
•    به کارگیری فناوری جدید در خدمت عشایر
۸- چارچوب نظری توسعه پیشنهادی اسکندر صیدایی
نگارنده براساس تجربیات و مشاهدات میدانی تقریباً تمامی مناطق عشایری کشور و نقد و بررسی نظریات مربوط به توسعه زندگی عشایر، چارچوب نظری توسعه زیر را پیشنهاد می نماید. چارچوب نظری توسعه پایدار مناطق عشایری کشور را با توجه به چند محور زیر بهتر میتوان مورد بررسی قرار داد :
•    درک ضرورت تحول در وضعیت کنونی جامعه
•    تجربه های بسیار ارزنده عشایر کوچنده در شیوه دامداری و تأثیر آن در ترسیم افق آینده
•    توانمندیهای محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مناطق عشایری
•    درآمدزایی و اشتغال و تأثیر آن بر توسعه پایدار جامعه عشایر
•    تخصیص منابع مالی و اعتباری و اهمیت آن در آینده جامعه عشایری
•    سازمانهای اجرائی و نقش آنها در ساختار آینده جامعه
•    گرایشها و تمایلات عشایر کوچنده و اثر آن بر افق آینده جامعه
•    برنامه های توسعه بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت دولت و تأثیر آنها بر وضعیت آینده جامعه
درک ضرروت تحول در وضعیت کنونی جامعه عشایری کشور
زندگی کوچ نشینی در سه پایه اصلی انسان، دام و مرتع استوار است. در چند دهه اخیر، مراتع کشور به شدت تخریب شد و با نادیده گرفتن تدابیر مردمی بعد از سالهای ۱۳۴۰ ، نه تنها چاره ای برای احیای مراتع نیندیشیدند، بلکه حفاظت از آنها نیز با اداره امور به دست دولت سرانجامی نداشت و اصل اساسی تعادل دام و مرتع نه تنها مورد توجه قرار نگرفت، بلکه مراتع کشور بشدت روند تخریبی در پیش گرفتند؛ به گونه ای که هم اکنون در مناطق مختلف کشور بین ۴ تا ۷ برابر ظرفیت موجود، مراتع مورد استفاده قرار می گیرد. این امر موجب گردیده است که عشایر کوچنده کشور مجبور شوند حدود صد روز در سال دام خود را با خرید علوفه دستی تغذیه کنند که هزینه این نوع تغذیه در بین ایلها و طایفه ها از ۳۰ تا ۷۰ درصد کل هزینه های خانوار را به خود اختصاص می دهد، از طرفی محدودیتهای مراتع موجب میگردد که کوچندگان نتوانند تعداد دام بیشتری را پرورش دهند و در نتیجه این زندگی که مبتنی بر دامداری است با مشکل روبرو میگردد.
محدودیتهای دیگر مانند تغییر کاربری مراتع و تبدیل مراتع به زمینهای کشاورزی و به وجود آمدن روستاهای متعدد در قلمروها و ایل راههای عشایری،‌مشکلاتی را برای این شیوه معیشت به وجود آورده است. علاوه بر این محدودیتها، مسائل دیگری همچون مشکلات کوچ، دسترسی نداشتن به خدمات ضروری و اولیه مانند آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، برق و مخابرات و مشکلات اقتصادی دیگر این کوچندگان عموماً تمایلی به کوچ نمودن و زندگی عشایری نخواهند داشت. مشکلات اقتصادی به گونه ای است که در بسیاری از ایلات و عشایر وقتی به دقت موضوع درآمد و هزینه خانوار مورد بررسی قرار می گیرد،‌توجیه اقتصادی بر تداوم زندگی وجود نخواهد داشت و امروزه یکی از شرایط پویایی و تداوم یک شیوه معیشت،‌برخورداری از شاخصهای مهمی همچون درآمدها، هزینه ها ، تمایلات اجتماعی، آموزش، بهداشت و درمان، مسکن، انرژی و … خواهد بود و در صورتی یک شیوه زندگی میتواند ادامه داشته باشد که از حیث شاخصهای ذکر شده در یک حد قابل قبول باشد. اکنون اگر زندگی کوچ نشینی را که نوعی سازش اولیه انسان با طبیعت است بررسی کنیم، می بینیم که به دلیل همین محدودیتها و مشکلات، زندگی کوچ نشینی در یک جهش غیرمنطقی به زندگی شهری تبدیل میگردد. این موضوع در نظرخواهی از ایلها و طایفه های مختلف مورد بررسی قرار گرفت، و حاکی از گرایش زیاد خانوارها به اسکان می باشد. به عنوان نمونه طوایف دره شوری،‌ فارسیمدان، شش بلوکی،‌عمله و شکولی از این قشقایی، ۸۸ درصد و طوایف هفت لنگ و چهارلنگ بختیاری نیز ۸۵ درصد تمایل به اسکان داشته اند.
تجربه های بسیار ارزنده عشایر کوچنده در شیوه دامداری و تأثیر آن در ترسیم افق آینده
سابقه کوچندگی در ایران به حدود هشت هزار سال می رسد. اساس این نوع زندگی بر دامداری سنتی است. بسیاری از تجربیات دامداری به صورت انتقالی از نسلی به نسل دیگر، به کوچندگان کنونی رسیده است. این تجربیات در تمامی زمینه ها اعم از شناخت نوع دام، چگونگی نگهداری، وضعیت تغذیه، زایش دام، استفاده بهینه از دام، فرآورده های دامی، چگونگی تولید و تبدیل فرآورده های دامی به انواع مختلف و … می باشد.
اینگونه تجربیات حتی به صورت سنتی خود نیز می توانند بسیار مفید و مؤثر واقع گردد. از طرف دیگر کوچندگان کشور در امور دیگر دارای تجربه نیستند و در بررسیها و مشاهدات میدانی که از مناطق عشایری کشور انجام گرفت، کوچندگان به اشتغالات دامداری و انواع غیرسنتی آن مثل مجتمعهای دامداری و دامپروری علاقه نشان داده و آن را نسبت به سایر اشتغالات ترجیح می دادند. تعدادی از خانوارهای عشایر کوچندکه به روستاها و شهرها برای یافتن کار مهاجرت کرده اند، عموماً به کارهای خدماتی و ساختمانی اشتغال پیدا کرده اند. پس با توجه به سوابق و تجربیات بسیار خوب کوچندگان در زمینه دامداری در صورتی که اشتغالات پیشنهادی برای آینده آنان دامداری باشد آن هم نه از نوع دامداری سنتی مبتنی بر کوچ انگیزه فراگیری و نوآوری در آنان وجود خواهد داشت. بنابراین میتوانند با توجه به تجربیات خود در کارشان موفق تر باشند. به عبارت دیگر تجربیات ممتد کوچ نشینان در امور دامداری سنتی،‌میتواند زمینه مناسبی برای اشتغال به دامداری صنعتی ومجتمع های دامداری و دامپروری باشد.
توانمندیهای محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مناطق عشایری
چارچوب و استراتژی پیشنهادی توسعه برای مناطق مختلف عشایری کشور به طور کامل باید مطابق با استعدادهای بالقوه و بالفعل منطقه پیشنهاد شود. به عبارت دیگر استعدادها و توانمندیهای محیطی (آب، خاک، مراتع، جنگل،‌معادن، اقلیم و …) نقش تعیین کننده ای در نوع استراتژی پیشنهادی برای منطقه خواهد داشت. برای مثال،‌وقتی منطقه ای دارای توانمندی آشکار و برجسته ای در زمینه آب،‌خاک، پوشش گیاهی و موارد دیگر باشد، ‌برنامه ریزی منطقی ایجاب می کند که استعداد برجسته منطقه به دقتاز نظر کیفی و کمی شناخته شود و چاره جویی لازم برای بهره برداری از توانمندیهای اشاره شده، برای توسعه منطقه انجام گیرد. مناطق کوچ نشین کشور از حیث پراکندگی جغرافیایی به گونه ای هستند که تقریباً دو سوم مساحت جغرافیایی کشور را به خود اختصاص داده اند. تنوع مکانی و قلمرو جغرافیایی مناطق زیستی عشایر، دارای توانمندیهای طبیعی و استعدادهای مختلف است.
بسیاری از حوزه های آبخیز، مراتع، جنگلها ،‌دشتها و اراضی مساعد کشاورزی کشور در قملرو زیستی عشایر قرار دارند. و از آنجا که شیوه زندگی کوچندگان دامداری سنتی است و بهره برداری و تلفیق منابع مختلف با یکدیگر و استفاده از فناوری چندان رایج نبوده است، بسیاری از استعدادهای برجسته ای که میتوانسته درآمدزا و اشتغال زا باشد و با استفاده از فناوری و به کمک علوم و فنون امروزی تحولی چشمگیر در منطقه به وجود آورد، مورد بهره برداری قرار نگرفته است. این استعدادها میتوانند زمینه های لازم را برای روی آوردن به انواع بهره وریها همانند کشاورزی،‌دامداری، صنایع تبدیلی و … فراهم نمایند. البته تنوع فضاهای جغرافیایی مناطق عشایری مانع از آن است که بتوان یک یا چند روش یکسان را پیشنهاد کرد، ولی با توجه به توانمندیهای برجسته هر منطقه و امکان تلفیق آن با سایر زمینه ها، میتوان بهره برداری از استعدادهای مناطق را از جهت کمی و کیفی بالا برد و تحولی در مناطق عشایری به وجود آورد،‌ که امکان گرایش به دیگر شیوه های زندگی را تأمین کند و استفاده صرف سنتی از منطقه را نادیده انگارد
درآمدزایی ، اشتغال و تأثیر آن بر توسعه پایدار جامعه عشایری

زندگی عشایر

زندگی عشایر

اشتغال و درآمدزایی از شرایط مهم تداوم زندگی در همه جوامع محسوب میگردد. خانوارها در صورتی میتوانند به فعالیت خود ادامه دهندکه در زمینه اقتصادی درآمد مناسب و معقولی در مقایسه با دیگر مشاغل داشته باشند. اگر چه حسابگری منطقی در همه امور از خصایص زندگی انسانی است، ولی امروزه اهمیت بیشتری پیدا کرده است به طوری که انسان شیوه های جدیدتر زندگی را مورد ارزیابی قرار میدهد و اگر توجیه اقتصادی لازم در مقایسه با دیگر اشتغالها داشته باشد، به همان طرف کشیده میشود. در بررسی وضعیت درآمد و هزینه خانوارهای عشایر و در نهایت میزان درآمد خالص سالانه خانوارهای عشایر به نتایجی می رسیم که میتوان گفت: بسیاری از خانوارهای عشایری که شیوه کوچ نشنی سنتی را وانهاده و به شهرها مهاجرت کرده اند، همواره نداشتن درآمد مناسب را دلیل عمده مهاجرت به شهرها و ترک کوچ نشینی دانسته اند. همچنین گرایش کوچندگان به کارهای خدماتی و کارگری در شهرها بیشتر به دلیل درآمدزایی اینگونه کارها در مقایسه با دامداری سنتی است.
بنابراین با توجه به تأثیر تعیین کننده ای که اشتغال زایی میتواند در انتخاب و یا تدام شیوه زندگی داشته باشد،‌در ترسیم افق آینده زندگی عشایر باید همین دو مورد را از محورهای تعیین کننده قرار دهیم،‌زیرا بدون شک آن شیوه زندگی از زندگی دارای پویایی و تداوم است که از جهت درآمدزایی نسبت به دیگر مشاغل برتر و مناسبتر باشد. پیشنهاد هر نوع برنامه پایدار توسعه زندگی عشایر و یا هر یک از طوایف، نخست باید متناسب و همسو با موضوع درآمد و توجیه اقتصادی باشد.
۵-۱۰-۳- تخصیص منابع مالی و اعتباری و اهمیت آن در آینده جامعه عشایری
منابع مالی، اعم از اعتبارات دولتی،‌ سرمایه گذاری بانکها و بخش خصوصی در شکوفایی استعدادهای مناطق اثر تعیین کننده ای دارد، به گونه ای که میتوان آن را یکی از پایه های اساسی توسعه در هر منطقه به شمار آورد.
مناطق عشایری کشور توسعه و تحول اساسی خود را پس از سال ۱۳۷۲ آغاز کرده اند، زیرا پیش از آن تاریخ، دیدگاههای کاملاً روشنی درباره توسعه آتی زندگی عشایر وجود نداشته و سرمایه گذاری دستگاههای متولی امور عشایر در کشور، بیشتر به ارائه خدمات و پشتیبانی های رفع اضطرار و ضرورتهای زندگی کوچ نشینی مربوط می شد. از سال ۱۳۷۲ ضرورت توسعه و تحول همه جانبه مناطق عشایری کشور مطرح گردید و به همین جهت اعتباراتی برای مطالعات جامع تفصیلی اختصاص داده شد تا با انجام آن چگونگی توسعه آتی منطقه مشخص و بر آن اساس برنامه ریزی گردد. به همین دلیل پس از مطالعات مختلف در چند سال اخیر،‌اعتبارات اجرائی برای اسکان عشایر علاقمند در قلمروهای مستعد ایلی اختصاص داده شد. از آنجا که سرمایه گذاری برای توسعه مناطق عشایری چند سال بیشتر سابقه ندارد و نیاز شدید عشایر چنین ایجاب می کند که سرمایه گذاریها کلان باشد تا برنامه های توسعه مناطق عشایری بهتر به تحقق برسد و از طرفی چون بخش خصوصی تمایلی برای سرمایه گذاری در مناطق عشایری نشان نمیدهد و خود عشایر هم سرمایه ای جز دامهایشان ندارند وتوان سرمایه گذاری در خود نمی بینند، در نتیجه موضوع کلان بودن سرمایه ها و اعتبارات میتواند نقش تعیین کننده ای در چگونگی توسعه مناطق عشایری داشته باشد. به عبارتی پیشنهاد هر نوع برنامه برای توسعه آتی قلمروهای ایلی کشور باید مناسب و موازی میزان اعتبار و سرمایه گذاری آن باشد.
۶-۱۰-۳- سازمانهای اجرایی و نقش آنها در توسعه جامعه عشایری
هدفها،‌ سیاستها ، نوع ، میزان و حجم عملکردهای پیشنهاد شده به دستگاه، سازماندهی اجرائی و پشتیبانی خاصی را می طلبد. بنابراین هدف یک دستگاه اجرائی صرفاً خدماتی در نوع پشتیبانی و کیفیت نیروی انسانی مورد نیاز،‌با سازمان اجرائی که فقط وظایف عمرانی و تولیدی را به عهده دارد کاملاً متفاوت و مختلف است.
توسعه همه جانبه مناطق عشایری که مبحثی بسیار بنیانی است و دارای ابعاد مختلف تخصصی می باشد، نخست به پژوهشگرانی دور اندیش نیاز دارد که آینده مطلوب را ترسیم نمایند و سپس به توسعه گرانی نیازمند است تا برای تداوم زندگی، باایجاد کار و اشتغال، برنامه های عمرانی را به اجرا درآورند. بنابراین مجموعه وسیعی از صاحبان اندیشه، متخصصان فنی و نیروهای پشتیبانی با همراهی و همگامی یکدیگر میتوانند هدفها و برنامه های پیش بینی شده را به تحقق برسانند.
سازمان اجرایی با ترکیب نیروهای یاد شده میتواند نقش بسیار مهمی را در اجرای طرحها و برنام های توسعه مناطق عشایری ایفا کند. نظر به اینکه برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور به بخشهای مختلف تقسیم می شود و هر دستگاه اجرایی عهده دار بخش خاصی است که اعتبارات مربوط به بخش خود را در اختیار می گیرد ودر طول سال برنامه های خود را بر آن اساس به انجام میرساند، بنابراین همواره مشکلات متعددی در راه تحقق وظایف مختلف فراروی دستگاه عهده دار امور عشایر (سازمان امور عشایر ایران) قرار دارد. به همین منظور با توجه به اهمیتی که توسعه آتی مناطق عشایری کشور می تواند داشته باشد، دستگاه اجرایی متناسب با تعدد وظایف وعملکردها می طلبد زیرا در صورتیکه دستگاه اجرائی عهده دار امور عشایر از نظر توان کارشناسی و اجرائی متناسب با برنامه های آتی توسعه نباشد، سرانجام طرحها و برنامه ها با مشکلات اجرائی روبرو خواهند شد و موفقیتی در پی نخواهند داشت.
۷-۱۰-۳- گرایشها، نیازها و خواسته های عشایر کوچنده و تأثیر آن بر چارچوب نظری توسعه مناطق عشایری کشور
هنگام ارزیابی میزان موفقیت برنامه های توسعه در مناطق مختلف، برای صاحبان اندیشه و برنامه ریزان و مجریان به تجربه اثبات شده است که برنامه هایی میتوانند موفق باشند که علاوه بر اینکه روند برنامه ریزی را به خوبی طی کرده اند، خواسته ها و نیازهای اقشاری را که برای آنها برنامه ریزی میشود و مقدار مشارکت آنها را در این برنامه ها به خوبی پیش بینی کرده باشد. جامعه عشایری کشور به شدت در حال تحول و دگرگونی است و این دگرگونی برای کسانی که از بیرون به این جامعه نگاه می کنند و از نزدیک، امور روزمره جامعه را مورد بررسی قرار نمی دهند، قابل تشخیص نیست، به طوری که بسیاری از طرحها و برنامه های مناطق عشایری به دلیل اینکه مشارکت و همراهی عشایر را نادیده انگاشته بودند، هرگز به توفیقی دست نیافتند. بنابراین طرحها و برنامه هایی میتوانند در مناطق عشایری به موفقیت برسند که مشارکت و همراهی عشایر را با خود داشته باشند.
هنگام بررسی گرایش و نیاز عشایر کوچنده باید به این نکته اساسی توجه کرد که برای تمام مناطق عشایری کشور با همه تنوع طبیعی،‌اجتماعی و فرهنگی که دارند، نمیتوان سیاست واحدی را پیش بینی کرد، بلکه باید برای هر ایل و طایفه با توجه به مجموع شرایط، برنامه ای خاص را در نظر گرفت و در تهیه برنامه نیز برای هر یک از موارد فوق از صاحبان اندیشه و خبرگان عشایر استمداد جست،و اگر زمینه کار فراهم باشد، باید مشارکت خبرگان عشایر را در برنامه های مربوط به خودشان همراه داشت، و از اندیشه ها و برنامه های آنان سود برد. در غیر اینصورت طرحها و برنامه های پیش بینی شده با موفقیت فاصله خواهند داشت و اجرای آنها با مشکل روبرو خواهد شد. نمونه بسیار روشن آن را میتوان سیاستهای معروف به تخته قاپو در سال ۱۳۱۲ دانست که برنامه های آن با زور و اجبار نیروهای امنیت وقت به اجرا در آمد و پس از هشت سال، یعنی در سال ۱۳۲۰ با شکست روبرو شد.
در اینجا میتوان چنین برداشت کرد که هر نوع توسعه ای که لازم است در آینده برای جامعه عشایری کشور و در نتیجه در قلمرو هر ایل و طایفه ای پیش بینی و اجرا گردد، باید گرایشها و نیازهای عشایر را در نظر بگیرد. این گرایشها در زمینه های کوچ یا اسکان نوع اشتغال، مکان مناسب برای سکونت، سازگاری و یا عدم سازگاری با سایر طوایف و غیره خلاصه میشود.
۸-۱۰-۳- برنامه ریزیهای دولت و تأثیر آن بر وضعیت جامعه عشایری
برنامه سندی است رسمی که در آن هدفها، سیاستها و برنامه های اجرائی کلیه بخشها مشخص میگردد و دارای نقش بسیار تعیین کننده ای در افق آینده آن بخش خواهد بود. به عبارت دیگر، چگونگی نگرش دولت به یک بخش در قالب برنامه ریزیهای کشور نمود پیدا می کند. جامعه عشایری کشور را اگر از این جنبه، یعنی چگونگی برخورد دولتها و پیش بینی نحوه نگرش در برنامه ریزیهای کشور، نمود پیدا می کند. جامعه عشایری کشور را اگر از این جنبه، یعنی چگونگی برخورد دولتها و پیش بینی نحوه نگرش در برنامه ریزیهای کشور، چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار دهیم، به این نتیجه کلی خواهیم رسید که تا قبل از انقلاب اسلامی،‌این جامعه در برنامه ریزیهای عمرانی اول تا پنجم کشور به عمد فراموشی سپرده شده بود. در برنامه های توسعه اول جمهوری اسلامی ایران به دلیل روشن نبودن نحوه برخورد با جامعه عشایری کشور، در کنار جامعه های دیگر اشاره هایی بسیار گذرا به آن شده است ودر برنامه دوم اسکان و ساماندهی کوچ، برای اقشاری که متمایل به کوچ بوده اند، آورده شده است.
یکی از محورهای تعیین کننده در ترسیم افق آینده جامعه عشایری کشور، نحوه و چگونگی نگرش دولتمردان، برنامه ریزان و مدیران مسئول جامعه عشایری کشور می باشد. به دلیل نادیده گرفتن این جامعه در برنامه ریزیهای قبلی توسعه، اختصاص ندادن بودجه لازم برای برنامه های عمرانی و یکسان نبودن نظریه های دولتمردان در خصوص کوچ و یا اسکان عشایر، این جامعه زیانهای جبران ناپذیری را به خود دیده است. بنابراین روشن بودن سیاست و نحوه برخورد دولتمردان با جامعه‌عشایری ، میتواند در ساختن زیربنای جامعه بسیار مؤثر واقع گردد. خوشبختانه پس از برگزاری سمینارهای علمی سالهای ۶۹ و ۷۱ ، دولت سیاست خود را نسبت به جامعه عشایری هر چند کلی ولی روشن و آشکار بیان نموده است. این سیاست دولت، برخوردی دو سویه با جامعه عشایری داشته است،‌یعنی تدام کوچ نشینی برای کوچندگان و ساماندهی اسکان برای علاقمندان به اسکان. با عنایت به این سیاست هر یک از دو حالت فوق میتواند آینده ای روشن و مناسب با وضعیت عشایر داشته باشد.
با توجه به مجموعه عناصر شکل دهنده به توسعه پایدار آتی جامعه عشایری کشور، توسعه ای میتواند در جامعه عشایری کشور، در آینده پایدار باشد که دربردارنده همه شرایط یاد شده باشد. براساس آراء صاحب نظران، اندیشمندان و محققان توعسه جامعه عشایر کشور و براساس بررسیهای میدانی نگارنده از مناطق ایلی کشور، و با توجه به تنوع ویژگیهای هر یک از مناطق عشایری ، برنامه ها و پیشنهادهای زیر توصیه میشود.
۱- اسکان جامعه عشایری با پیشه دامداری در قلمروهای مستعد
۲- اسکان جامعه عشایری با اشتغال به کشاورزی در قلمروهای مستعد کشت و زرع
۳- اسکان جامعه عشایری با اشتغال به صنعت در قلمروهای مستعد
۴- توسعه جامعه عشایر با تداوم شیوه کوچ در قلمروهای ایلی دارای توانمندی برجسته
نظر به اهمیت اساسی هر یک از شیوه های فوق به تحلیل و تبیین آنها پرداخته میشود :
۱۱-۳- توسعه جامعه عشایر با اسکان آنان در قلمروهای مستعد دامداری
یکی از برنامه های پیشنهاد شده برای توسعه جامعه عشایری کشور، اسکان عشایر با اشتغال به دامداری است که با توجه به توانمندیهای قلمروهای ایلی و تمایل و گرایش عشایر به اسکان و تجربه های درازمدتی که آنها در دامداری دارند، این پیشنهاد مطرح میشود. دامداری در این روش، با شیوه سنتی که مبتنی بر کوچ بین سردسیر و گرمسیر است به کلی تفاوت دارد. در این روش،‌ دامداری به صورت مجتمعهای دامداری است که با اصول علمی مانند تغذیه دستی اداره میشود، به عبارت دیگر در این شیوه عشایر سنت دامداری را که حرفه اصلی آنان بوده حفظ می کنند، ولی از کوچ بین ییلاق وقشلاق خودداری می نمایند و در مجتمعهای دامداری به تولید دام و تأمین درآمد می پردازند. و از آنجا که خانواده ها در حال کوچ به سر نمی برند، تأمین خدمات آموزشی، بهداشتی، درمانی و رفاهی برای آنان امکانپذیرتر است. درآمد اصلی خانوار در این شیوه از طریق دامهای نگهداری شده در مجتمعهای دامداری تأمین میشود. در این شیوه عمده ترین هزینه، تأمین علوفه دستی است که خانوارها باید برای تغذیه دامشان بپردازند.
۱۲-۳- اسکان جامعه عشایری به اشتغال به کشاورزی در قلمروهای مستعد کشت و زرع
یکی دیگر از برنامه های پیشنهادی برای وضعیت آینده ایلات و عشایر کشور، توسعه جامعه عشایری با اسکان آنان در قلمروهای مستعد کشاورزی و اشتغال آنان به کشت و زرع است. در بسیاری از قلمروهای ایلی، اراضی مستعد کشاورزی در قالب دشتها و دشتکها وجود دارد که برای بسیاری از آنها دسترسی به آب از طریق انتقال ثقلی، کانالی، چاه عمیق و پمپاژ امکانپذیر است. از این اراضی در شیوه های کوچندگی سنتی، گاه به عنوان مرتع و گاه به عنوان اراضی دیمی کشاورزی استفاده میشود که میتوان با استفاده از ابزار و وسایل صنعتی امکان تلفیق آب، خاک و اراضی مستعد کشاورزی را فراهم کرده و به کشاورزی پرداخت. به همین جهت بسیاری از صاحب نظران مسائل عشایری، روی آوردن کوچندگان به کشاورزی را توصیه می کنند و میتوان گفت که با توجه به سخت کوشی کوچندگان، در صورت ترویج آموزش کشاورزی، تمهید اراضی و تأمین آب مورد نیاز،‌امکان درآمدزایی برای خانوارها وجود خواهد داشت در این شیوه، منبع اصلی درآمد خانوارها تولید فرآورده های کشاورزی است.
لازم به توضیح است که اگر چه شغل اصلی عشایر، دامداری سنتی است، اما چون همواره این نوع زندگی بر محور خودکفایی ، خودبسندگی و ارتباطات محدود در چرخش بوده آنها را واداشته است که برای تأمین نیازهای زندگی خود به کشاورزی نیز بپردازند. حتی بعضی از ایلات، دوران کوچندگی خود را به گونه ای تنظیم می کنند که در منطقه سردسیری و گرمسیری کشت و زرع بخصوص از نوع دیم کاری داشته باشند. مطالعات نشان میدهد که در بیست سال اخیر، گرایش کوچندگان به کشاورزی نسبت به گذشته بیشتر شده است. بنابراین میتوان گفت کشاورزی شغل دوم کوچندگان، پس از دامداری سنتی بوده است. در اسکان هدایت شده عشایر و پیشنهاد برای اشتغال به کشاورزی، اماکن دسترسی به خدمات مختلف برای خانوارها فراهم است و این شیوه با سیاستهای حمایتی و ترویجی اشتغال و درآمدزایی میتواند برای عشایر قانع کننده باشد.
۱۳-۳- توسعه جامعه عشایری با اسکان آنان و اشتغال به کارهای صنعتی
یکی دیگر از زمینه های پیشنهادی برای عشایر متمایل به اسکان، اشتغال به کارهای صنعتی است. زندگی کوچ نشینی و ضرورت تحرک و جابجایی در فصول مختلف ایجاب نمی کرد که افراد ایل به صنایع روی آورند، به همین جهت بیشترین گرایش عشایر به صنایع دستی بوده است. امروزه بخصوص با توجه به گرایش عشایر کوچنده به اسکان و به خاطر محدودیتهایی که بعضی از قلمروهای ایلی از نظر اراضی قابل کشت و منابع آبی دارند، امکان روی آری به صنعت، میتواند کارگشا باشد. انواعی از صنایع، بخصوص صنایع تبدیلی و تکمیلی، زمینه های بیشتری برای شکل گیری در مناطق عشایری دارد. عده ای از صاحبنظران مسائل توسعه عشایری عقیده دارند که صنعت بخصوص، صنایع بزرگ «پارکهای صنعتی» میتوانند بهترین انتخاب برای توسعه مناسب مناطق عشایری باشند و دیگر انواع برنامه های توسعه را برای مناطق عشایری چندان مناسب نمی دانند.
به عبارت دیگر میتوان گفت : صنعت بخصوص انواع مختلف آن، میتواند یکی از برنامه های پیشنهادی برای مناطقی از قلمروهای ایلی باشد؛ به ویژه در قلمروهایی از ایلات و طوایفی که استعداد کمتری در زمینه های کشاورزی و دامداری دارند.
صنعت، احتیاج به ساز و کار خاص خود دارد؛ از جمله فراگیری فنون، تهیه ابزار، آماده ساختن زیربناها، نسل جوان خانوارهای کوچنده در صورت حمایتهای لازم، میتوانند در صنعت موفق باشند.
۱۴-۳- توسعه جامعه عشایری با تدام کوچ نشینی در قلمروهای ایلی دارای توانمندی برجسته
هر نوع پیشنهاد برای توسعه جامعه عشایری باید استفاده از منابع و امکانات خدادادی را سرلوحه کار خود قرار دهد. برخی از قلمروهای ایلات و طوایف، دارای مراتع غنی و کافی است و در این قلمروها میتوان با حمایت از کوچندگان، شرایط و تسهیلات زندگی را فراهم کرد و به دلیل وجود همین مراتع، خانوارها میتوانند به شیوه کوچ نشینی خود ادامه دهند و از مراتع طبیعی بخوبی استفاده نمایند، و چون وجود مراتع طبیعی موجب می گردد که از خانوارها، هزینه تغذیه دستی دام نداشته باشند، توجیه اقتصادی لازم برای تداوم این نوع زندگی پدید خواهد آمد. با توجه به تجارب موجود، عشایر در هر قلمرویی که محدودیتی برای تداوم زندگی وجود نداشته باشند، تمایل به فعالیت و گذران زندگی دارند. در این حالت، برای علاقمندی بیشتر کوچندگان ضروری است که حمایتهای لازم در خصوص رفع نیازهای زندگی آنان انجام گیرد. دسترسی به خدمات بسیار اساسی، همچون آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، مراکز فرهنگی، مراکز فروش کالاهای تولیدی آنان و … میتواند در حمایت از این برنامه ها بسیار مؤثر واقع گردد. بسیاری از کوچندگان بخصوص در مناطقی که استعدادهای برجسته مراتع و آب و اراضی وجود داشته باشد و درآمدهای مناسبی بتوانند کسب کنند،‌علاقمند به تداوم زندگی ایلی خود هستند.
این نکته را باید یادآوری کرد که با توجه به اتخاذ سیاستهای متعدد، طی چهل سال اخیر و با استفاده بی رویه از مراتع، قلمروهای ایلی که دارای استعداد برجسته ای برای تداوم کوچ نشینی باشند، بسیار محدودند. برای نمونه میتوان مراتع مناطقی همچون مغان، ماکو، دشت بکان در فارس و مناطقی در کرمان و لرستان و خوزستان را نام برد.
۱۵-۳- تحلیل و جمع بندی نهایی
توفیق انجام بررسیهای میدانی که تقریباً در کلیه مناطق ایل نشین بین سالهای ۶۷ تا کنون برای نگارنده فراهم آمد، همچنین نشستهای بین المللی و ملی که پیرامون توسعه زندگی عشایر از سال ۶۴ تا کنون در کشور انجام گرفت، اتفاق نظری رادر خصوص ضرورت توسعه و تحول همه جانبه زندگی کوچ نشینان فراهم کرد. پراکندگی جغرافیایی عشایر در (دوسوم) فضای کشور و تعدد و تنوع توانمندیهای طبیعی، اقلیمی و گرایشهای مختلف کوچندگان موجب گردید که نتوان سیاست واحدی را برای توسعه عشایر در کشور ارائه داد، بلکه برنامه توسعه هر منطقه ایلی با توجه به توانمندیهای برجسته، گرایش کوچندگان و حمایت دستگاههای اجرایی آن منطقه قابل پیش بینی خواهد بود. همچنین عوامل شکل دهنده و مثر در چارچوب توسعه پیشنهادی را در مسائلی همچون، ضرورت تحول در وضعیت فعلی جامعه عشایری ، تجارب بسیار زیاد کوچندگان در دامداری سنتی،‌توانمندیهای محیطی برجسته، امکان درآمدزایی و اشتغال زایی، تخصیص منابع مالی، وضعیت سازمانهای اجرایی، گرایش و تمایل کنونی عشایر کوچنده میتوان دانست. با توجه به عوامل فوق و مطالعات و بررسیهای متعددی که در چند سال اخیر از مناطق مختلف عشایرنشین کشور انجام گرفت و در این مطالعات میزان گرایش و تمایل کوچندگان نسبت به تداوم کوچ نشینی و اسکان بررسی گردید، و همچنین توانمندیهای هر منطقه به دقت شناسایی شد و امکان تحول در مناطق مورد بررسی قرار گرفت، سیاستهای دلتمردان و برنامه های اول و دوم توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور جایگاه جامعه عشایری کشور و ضرورت برنامه ریزی همه جانبه برای آن را مشخص نموده است. برنامه های پیشنهادی را که با تمامی عوامل فوق همبستگی داشته باشد، میتوان در چند قالب مطرح کرد که عمده ترین آنها در این بررسی شامل موارد زیر :
•    استراتژی توسعه منطقه عشایری براساس دامداری (مجتمعهای دامداری)
•    استراتژی توسعه منطقه عشایری بر پایه کشاورزی
•    استراتژی توسعه منطقه عشایری بر پایه صنعت
•    استراتژی توسعه منطقه عشایری با ساماندهی مناسب برای تداوم کوچ نشینی در قلمروهای ایلی که توانمندیهای برجسته طبیعی،‌همانند مراتع و اراضی مساعد داشته باشند .
•    استراتژی توسعه منطقه عشایری بر پایه تجارت و خدمات

اهداف پیش بینش شده برای ارتقاء زندگی عشایر ایران
اهداف پیش بینی شده در اسناد برنامه های پنج ساله کشور
برنامه سندی است رسمی،‌که در آن هدفها، سیاستها و راهبردهای اجرائی کلیه بخشها مشخص میگردد و دارای نقش بسیار تعیین کننده ای در افق آینده بخشها خواهد بود. به عبارت دیگر، چگونگی نگرش دولت به یک بخش در قالب برنامه ریزیهای کشور نمود پیدا می کند.
اولین سند رسمی که پس از انقلاب اسلامی به طور دقیق اهداف و خط مشی های اساسی زندگی عشایر را برای یک دوره بیست ساله در خود دارد، کتاب «خط مشی بیست ساله آینده زندگی عشایر» می باشد. این سند مصوبات شورای عالی عشایر است که در جلسات مختلف شورای عالی مورد تصویب قرار گرفته است. شورای عالی عشایر ایران ترکیبی از نخست وزیر، تعدادی از وزراء و رؤسای سازمانهای مرتبط با زندگی عشایر بود. در این سند، عشایر کشور به دو دسته تقسیم شده اند:
•    گروهی که به دلایل مختلف تمایل به کوچ و ادامه زندگی کوچگری دارند.
•    گروهی که به دلایل مختلف تمایل به اسکان دارند
خط مشی آینده زندگی عشایر از دیدگاه شورای عالی عشایر ایران عبارت است از:
«بنابراین خط مشی آینده زندگی عشایر از یک حرکت دو سویه ای برخوردار خواهد بود که از یک طرف بایستی امکانات لازم را جهت بهبود و اصلاح زندگی کوچکتری فراهم و از طرف دیگر زمینه های لازم برای اسکان تدریجی عشایر ایجاد نمود.
تعدادی از اهداف پیش بینی شده در این سند عبارتند از :
•    افزایش درآمد اقتصادی خانوارهای عشایری
•    ایجاد زمینه های مناسب برای رشد استعدادها و خلاقیتهای بالقوه و بالفعل در جامعه عشایری
•    بهره مندی بیشتر و گسترده تر از استعدادهای خاص عشایری در مورد دامداری.
عشایر گروه دوم، یعنی کسانی که تمایل به اسکان دارند مورد توجه مبحث ما هستند، این سند برای این گروه جهت گیریهای زیر را ارائه میدهد:
«لازم است از طریق سازمان امور عشایر استانها،‌ضمن تماس با خود عشایر، آنهایی که تمایل به اسکان دارند شناسایی و مناطق مناسب اسکان آنها مورد مطالعه دقیق قرار گیرد و به اشکال زیر نسبت به ساکان تدریجی آنان اقدام گردد.
چگونگی و شکل اسکان در عشایر که تابعی است از تمایلات عشایر، وضعیت اقتصادی موجود آنان و نوع اشتغال آنان، در حالت اسکان به قرار زیر خواهد بود:
۱- اسکان با اشتغالات کشاورزی به طور اعم (شامل زراعت، تولید علوفه، باغداری و غیره) توأم با دامداری و دامپروری
۲- اسکان با اشتغالات دامداری و دامپروری (صنعتی)
۳- اسکان با اشتغالات دامپروری و صنعتی
در سند خط مشی بیست ساله آینده زندگی عشایر، برنامه های پس از اسکان شامل موارد زیر است:
« با صورت پذیرفتن این اسکان، روستاهای جدید به وجود خواهند آمد که از لحاظ اقتصادی و فرهنگی دارای ویژگیهای خاصی هستند، لازم است تشکیلاتی متناسب به وجود آید که اسکان عشایر ار در چارچوب طرحهای تصویبی بر عهده داشته و این روستاهای جدید را تا تثبیت کامل، تحت نظارت و کنترل خاص خود داشته باشند. بنابراین در اجرای طرحهای اسکان تصویبی اقدامات زیر انجام خواهد شد :
۱- فعالیتهای اقتصادی
اشتغالات غیرصنعتی برای آن دسته از عشایری که به فعالیتهای دامداری، دامپروری و کشاورزی خواهند پرداخت باید اقدامات زیر انجام گیرد:
•    روشن ساختن وضعیت بهره وری از مراتع و مالکیت زمینهای کشاورزی عشایر متمایل به اسکان و حمایتهای لازم از آنان
•    تأمین آب کشاورزی با همیاری خود عشایر
•    دادن آموزشهای لازم کشاورزی به آن دسته از عشایری که زمین کشاورزی در اختیار دارند
•    دادن امکانان و ابزارآلات تولیدی و وامهای نقدی و جنسی
•    تأمین علوه ارزان قیمت مورد نیاز هر یک از گروههای سکونت یافته با توجه به شرایط اسکان
۲- اشتغالات صنعتی
در اشتغالات صنعتی، سنایعی که ایجاد خواهند شد باید متناسب با برنامه های اقتصادی درازمدت در سطح ملی و وضعیت اقتصادی و طبیعی و جغرافیایی منطقه باشند. بنابراین فعالیتهای صنعتی که میتوان برای عشایر متمایل به اسکان ایجاد نمود عبارتند از:
۱- ایجاد کارگاههای تولیدی از نوع دستی که قابلیت عرضه به بازار داخل یا خارج را دارا باشند (صنایع دستی)
۲- ایجاد مراکز صنعتی تولید و تهیه بسته بندی محصولات دامی، گیاهی (صنایع تبدیلی)
۳- ایجاد صنایع کوچک جهت تهیه و تولید کالاهای مورد نیاز منطقه
۴- علاوه بر ایجاد کارگاههای صنعتی جهت اشتغال عشایر متمایل به اسکان میتوان پرورش زنبور عسل، تهیه بذور مرتعی، پرورش ماهی در آبگیرهای طبیعی و مصنوعی و بهره برداری از معادن کوچک را پیش بینی نمود.
۳- فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و رفاهی :
از آنجایی که محل عشایر ساکن شده به صورت روستا خواهد بود بنابراین کلیه فعالیتهای اجتماعی از جمله آموزش و پرورش، امور بهداشت و درمان، تأمین آب و برق و مسکن و راه و غیره در چارچوب فعالیتهای وزارتخانه ها و سازمانهای خاصی که برای روستاها خدمات رسانی می کنند،‌قرار خواهد گرفت (همان : ص ۴۱-۳۹)
الف: برنامه پنجساله اول توسعه
« از ابتدای برنامه اول توسعه با توجه به لزوم برنامه ریزی هدفدار و منسجم، دولت و مجموعه دست اندرکاران مرتبط با جامعه عشایری بر آن شدند که برای ساماندهی عشایر، مطالعات را سرلوحه امور و پیش شرط عملیات اجرایی نمایند »
«برنامه پنجساله اول توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران برای نخستین بار در کنار روستاییان اشارتهایی به عشایر دارد. در بخش سیاستهای کلی از گسترش فعالیتهای جانبی جهت افزایش درآمد روستانشینان و عشایر صحبت شده است، روستانشینان و عشایر از محروم ترین و مستضعف ترین گروههای جامعه اند. این دو گروه با وجود محرومیت از معدود قشرهای مولد جامعه مصرفی هستند که در مقابل مصرف ناچیزشان، مواد غذایی را که اساسی ترین کالا است برای جامعه تولید می کنند. برای حمایت از منابع این گروههای مستضعف کشور و نیز جلوگیری از مهاجرت آنان به شهرها و پیوستن به جامعه مصرفی شهری، گسترش فعالیتهای تولیدی جانبی مناسب در روستاها و مناطق عشایری یکی از سیاستهای برنامه اول است، در برنامه اول تحت عنوان توسعه و بهبود وضع دامداری عشایر کشور چنین آمده است : احداث، تکمیل و توسعه تأسیسات مربوط به پرورش دام، ارائه خدمات دامپزشکی ، بهداشتی کردن چشمه ها و احداث آبشخور.»
بعد از پایان جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی، طی برنامه پنجساله اول توسعه برنامه ریزی در مناطق عشایری به منظور ساماندهی عشایر در دستور کار دولت قرار گرفت. چند کار در سالهای اول برنامه انجام گرفت که به طریقی آینده زندگی عشایر را میتوانست متحول سازد. در سال اول برنامه (۱۳۶۹) سمینار استراتژی توسعه زندگی عشایر در شیراز برگزار گردید که یکی از محورهای سه گانه این کنفرانس حل مسئله اسکان بود. یکی از دستاوردهای کنفرانس سال ۱۳۶۹ ضرورت مطالعه جامع مناطق عشایری برای توسعه بود، لذا در سال اول برنامه، مطالعات و مناطق عشایری کشور به منظور شناسایی پتانسیل ها آغاز گردید. در این راستا در استانهای مختلف مطالعات زیست بومهای عشایر و بعضاً در سالهای دیگر برنامه مطالعات نیمه تفصیلی کانونهای توسعه انجام گرفت.
در طی برنامه اول چهار طرح مصوب دارای اعتبار از طرف سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور برای جامعه عشایر پیش بینی گردید که یکی از آنها عملیات اجرائی اسکان بود. عملاً در سال ۱۳۷۲ ، توزیع اعتبارات عشایر در قالب طرحهای مذکور صورت گرفت. اگر چه در برنامه پنجساله اول توسعه، هدف گذای کمی در زمینه ساماندهی عشایر انجام نشده بود، اما پیشرفت شایان توجهی در زمینه مطالعات عشایری و بسترسازی جهت اسکان عشایر در کانونهای توسعه حاصل شد و عملاً شرایط را برای ورود به برنامه دوم توسعه فراهم ساخت.»
ب- برنامه پنجساله دوم توسعه
برنامه دوم توسعه طی سالهای ۷۸-۱۳۷۴ در کشور عملی گردید. در این برنامه اهداف کمی قابل ملاحظه ای ویژه عشایر کشور تدارک دیده شده بود که اهم اهداف آن به شرح زیر است:
•    اتمام مطالعات کاربردی برای ساماندهی به زندگی ۸۳ هزار خانوار عشایری
•    انتخاب کانونهای مستعد برای ساماندهی و اسکان ۲۰ هزار خانوار عشایری براساس بند تبصره ۷۷ قانون برنامه
اعتبار برنامه از فصل عملیات چند منظوره توسعه طراحی منظور شده بود و مبلغی معادل ۵۵۰۷۰۰ میلیون ریال از محل درآمدهای عمومی دولت و ۰۰۰/۳۰۰ میلیون ریال از منابع بانکی پیش بینی شده بود.
«اکنون در بیش از ۸۰ کانون توسعه و اسکان، عملیات زیربنایی و اشتغال زا و خدماتی در حال اجراست. خوشبختانه در اینگونه کانونها که کانونهای هدایتی نامگذاری شده اند، تاکنون که سال چهارم برنامه دوم را پشت سر می گذاریم، جمعی اسکان یافته اند و جمع دیگری نیز در سال آخر برنامه که سال آتی است به این جمعیت اضافه خواهد شد.»
(فصلنامه ذخایر انقلاب: شماره ۲۰ ، ص ۶۴)
در برنامه دوم توسعه کشور خط مشی های اساسی بخش عمران روستایی و عشایری آورده شده است که عناوین مربوط به جامعه عشایر به شرح زیر است:
•    ایجاد تحول در ساختار تولید روستایی و عشایری از طریق آموزش، ترویج و انتقال فناوری
•    تجهیز وعمران کانونهای توسعه در زیست بومهای عشایری با تأکید بر مدیریت اجرائی متمرکز و جلب مشارکتعشایر در این زمینه
•    بالابردن سطح درآمد عشایر از طیرق تغییر در شیوه معیشت، تنوع بخشی به تولید بهره برداری بهینه از ظرفتها موجود با تأکید بر ترویج، آموزش وبهبود مدیریت
•    توسعه و تعمیم آموزش و پرورش و بهداشت ودرمان روستاییان و عشایر از طریق افزایش سرمایه گذاریهای فیزیکی و انسانی ، متناسب با الگوی سکونت و زیست روستاییان و عشایر (قانون برنامه دوم توسعه، ۱۳۷۴ : ص ۶۶ و ۶۷)
بند ۵ تبصره ۷۸ قانون برنامه دوم توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور از حیث کمی فراهم نمودن زمینه اسکان را به شرح زیر آورده است:
«دولت موظف است در طول برنامه دوم، تمهیدات لازم را جهت اسکان بیست هزار (۲۰۰۰۰) خانوار عشایری داوطلب اسکان فراهم آورد و ضمن تأمین اعتبارهای عمرانی دولتی و تسهیلات بانکی مورد نیاز جهت احداث مسکن و اجرای طرحهای کشاورزی و دامپروری آنها حداقل هفتاددرصد (۷۰%) از سود و کارمزد تسهیلات مذکور را در لوایح بودجه سالانه منظور و تعهد پرداخت نماید. آیین نامه اجرایی این تبصره به پیشنهاد وزای کشاورزی و جهاد سازندگی و نیرو و رئیس سازمان برنامه و بودجه ظرف مدت ۳ ماه به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید (همان : ص ۹۷).
در برنامه دوم توسعه کشور شتاب برنامه های مطالعای کانونهای توسعه برای اسکان هدایت شده افزایش یافت؛ همچنین در تعدادی از مناطقی که مطالعات به نتیجه نرسیده بود عملیات اجرائی اسکان تداوم یافت برخی از استانها توانستند سهم قابل ملاحظه ای از حیث تحقق مطالعات و عملیات اجرائی اسکان داشته باشند برای مثال در استان فارس، پیش بینی برنامه دوم برای مطالعات ۱۲۴۵۰ خانوار و عملیات اسکان حدود ۳۰۰۰ خانوار بود. درصد تحقق هر یک از دو برنامه فوق حدود ۹۰ درصد بود که کانون بکان در اقلید فارس از این موارد است.
مجموعاً در برنامه دوم توسعه در بیست کانون توسعه مطالعه شده میزان ۱۷۳۰۱ هکتار زمین کشاورزی به ۲۲۰۷ خانوار واگذار و زمینه اشتغال آنان فراهم گردیده است.
ب – برنامه پنجساله سوم توسعه
در مطالعات مقدماتی تدوین برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بخش عمران روستایی و جامعه عشایری توصیه شده است که در برنامه سوم توسعه موارد زیر مدنظر قرار گیرد:
«برای تسریع در ساماندهی اسکان عشایر،‌جا دارد در برنامه سوم توسعه با دقت،‌وسعت نظر و کفایت بیشتر به امر سیاست گذاری در برنامه اسکان عشایر پرداخته شود. قبل از هر اقدامی، اصول پایه ای زیر بایسیت در عمل و به عنوان پیشرفت برنامه، مراعات و ملاک اجرا قرار گیرد،‌اصل همنوایی با توسعه ملی، برنامه ریزی، مشارکت مردمی در تمام مراحل کار و اصل حفاظت از محیط زیست، متنوع کردن فعالیتهای اقتصادی و به کارگیری فناوری نوین مناسب، گسترش فعالیتهای صنعتی در مناطق عشایری به منظور ایجاد فرصتهای جدید شغلی، افزایش درآمدها. بهره گیری مطلوب از فرآورده های تولیدی، تقویت بنیادهای تولید وتحول تکنولوژیکی مناسب.‌بالا بردن هر چه بیشتر اشتغال و افزایش سطح بهره وری کاری در عرصه های مختلف، توسعه و گسترش خدمات اجتماعی، رفاهی و زیربنایی به منظور ارتقاء و بهبود سطح زندگی و تعیین رفاه اجتماعی و اقتصادی عشایری (همان : ص ۹۴).
در قانون برنامه پنجساله سوم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور بیش از بیست ماده از قانون مزبور به نوعی به جامعه عشایری مربوط میشود که محورهای اصلی در دو ماده ۱۰۹ و ۱۳۷ قانون برنامه سوم آورده شده است.
ماده ۱۰۹- بند (ز) «دولت مکلف است ،‌از آغاز برنامه سوم ، عشایر سیار کشور را طی دو برنامه پنجساله از نظر اقتصادی و معیشتی و اشتغال با حفظ توانمندیهای تولید، مسکن، ایجاد امکانات زیربنایی و خدمات رسانی، رفاه عمومی و اجتماعی ساماندهی نماید؛ سهم تحقق اهداف برنامه سوم حداقل چهل درصد (۴۰%) و سرعت اجرای آن، متناسب با تغییر کاربری و واگذاری مرتع خواهد بود که در امر واگذاری عرصه های مرتعی،‌داشتن پروانه بهره برداری و یا عرف بهره برداری در اولویت خواهد بود.
ماده ۱۳۷ جزء ۷ از بند الف :‌«ساماندهی کوچ و حمایت از اسکان عشایر داوطلب.
در راهکارهای اجرائی امور بخشی برنامه سوم با تفصیل بیشتری به این موضوع پرداخته شده است، در راهکارهای اجرائی بخش توسعه و عمران روستایی موارد زیر مربوط به جامعه عشایری آورده شده است:
«وزارت جهاد کشاورزی موظف است برای ارتقاء سطح زندگی و ساماندهی کوچ و اسکان عشایر در طول برنامه اقدامات زیر انجام دهد:
•    بررسی و تصویب طرحهای اسکان عشایری داوطلب شامل مکان یابی کانونهای مناسب و مستعد، آماده سازی محوطه براساس طرحهای مصوب و تجهیز کانونها طبق استانداردها و ضوابط خدمات رسانی (با اولویت به آبادیها و کانونهای خودجوش) با هماهنگی و از طریق دستگاههای ارجائی ذیربط
•    اجرای برنامه ملی ساماندهی توأم کوچ و اسکان با استفاده از مطالعات انجام شده در قالب برنامه های مصوب
•    اجرای طرحهای تجهیز مناب آب و خاک و حمایت از اجرای طرحهای توسعه زراعت، باغداری، دامداری و سایر فعالیتها مانند (پرورش ماهی، کشت و فرآوری گیاهان دارویی و صنایع دستی) جهت تنوع بخشی به اقتصاد عشایر
•    اولویت واگذاری آب، زمین و مرتع، به عشایر در قلمرو استقرار دائم
سازمان امور عشایر ایران برای تحقق اهداف برنامه سوم، مجموعه اقدامات در مناطق عشایری در قالب هفت طرح را تعریف و تنظیم نمود که چهار طرح آن به اسکان عشایر باز میگردد. طرح عملیات اجرای اسکان، طرح مطالعات، طرح بهسازی امور تولید، طرح آموزش و ترویج.
برای تحقق طرحهای اشاره شده، ۱۸۸۹ میلیارد ریال اعتبار عمرانی و ۲۵۷۳ میلیارد ریال در قالب تسهیلات اعتباری پیش بینی گردید. سهم چهار طرح مربوط به اسکان حدود ۷۰ درصد کل اعتبارات بوده است.
جدول زیر سیاستهای استراتژیک و هدفهای کمی بخش عمران عشایری در برنامه سوم را نشان میدهد.
سیاستهای استراتژیک برنامه ساماندهی عشایر در برنامه سوم (۱۳۸۳-۱۳۷۹)
۱    ساماندهی امور کوچ بر مبنای تعادلهای دام و مرتع ،‌الزامات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی
۲    سامان بخشی به اسکانهای خود جوش و داوطلبانه عشایر
۳    اصلاح سازمان و مدیریت اجرایی موجود در جهت کاهش تصدی دولت و افزایش مشارکت مؤثر و فعال عشایر در اداره امور محیط عشایری و پی ریزی مدیریت مناسب محلی برای اداره امور قلمروها و زیست بومهای عشایری
۴    تهیه و اجرای برنامه های راهبردی، ساختاری وعملیاتی جهت توسعه هماهنگ و یکپارچه مناطق همگن توسعه نیافته با استفاده از منابع و امکانات موجود

هدفهای کمی بخش عمران عشایر در برنامه سوم
ردیف    عناوین شاخص    واحد متعارف    سال پایه ۱۳۷۸    سالهای برنامه سوم    متوسط نرخ رشدسالانه‌(خانوار)
۱۳۷۹    ۱۳۸۰    ۱۳۸۱    ۱۳۸۲    ۱۳۸۳
۱    جمعیت عشایر داوطلب اسکان یافته در کانونهای توسعه هدایتی    خانوار    ۹۹۹۱    ۱۶۳۹۴    ۲۱۵۹۲    ۳۷۳۹۰    ۳۳۳۸۸    ۴۲۸۵۵    ۶۵۱۶
۲    جمعیت عشایر داوطلب اسکان یافته در کانونهای توسعه خودجوش    خانوار    ۱۷۳۰۹    ۳۳۱۹۲    ۲۶۵۹۱    ۳۱۳۸۹    ۳۶۹۸۷    ۴۲۵۸۵    ۵۰۷۵

هدفهای کمی بخش عمران عشایری (درصد) در برنامه سوم
ردیف    عناوین شاخص    واحد متعارف    سال پایه ۱۳۷۸    سالهای برنامه سوم    متوسط نرخ رشدسالانه‌(درصد)
۱۳۷۹    ۱۳۸۰    ۱۳۸۱    ۱۳۸۲    ۱۳۸۳
۱    نسبت جمعیت عشایر داوطلب اسکان یافته در کانونهای توسعه هدایتی    درصد    ۹/۴    ۲/۸    ۸/۱۰    ۷/۱۳    ۷/۱۶    ۳/۲۱    ۲/۳۴
۲    نسبت جمعیت عشایر داوطلب اسکان یافته در کانونهای توسعه خودجوش    درصد    ۶/۸    ۱/۱۱    ۳/۱۳    ۷/۱۵    ۵/۱۸    ۳/۲۱    ۹/۱۹

در برنامه سوم توسعه، علی رغم قانونگذاری وسیعی که برای ساماندهی به کوچ و اسکان عشایر انجام شده ، اما تحقق ساماندهی به اسکان در هاله ای از ابهام قرار گرفت. زیرا سه طرح از هفت طرح پیشنهادی به بوته فراموشی سپرده شد و اعتبار لازم را دریافت ننمود. همچنین تسهیلات بانکی این برنامه ، فاقد جایگاه بوده و عملاً عوامل بیرونی دیگری مانند خشکسالی های متمادی نیز مزد علت شد.
استان فارس که معمولاً در این زمینه پیشرو بود در ارزیابی که از برنامه سوم دارد به شرح زیر اعلام می نماید: «در مجموع حرکت سه ساله اول برنامه سوم کارآیی آن در مناطق عشایری ضعیف ارزیابی میشود. در طرح عملیات اجرائی اسکان، این طرح ۲۴ درصد کمتر از سهم سه ساله ، تخصیص اعتبار داشته است و در برنامه سوم توسعه مطالعات مناطق عشایری مورد بی توجهی کامل قرار گرفت. در طرح بهسازی امور تولید که برای نخستین بار در دستور کار امور عشایر قرار گرفته است فقط ۲ درصد اعتبار طرح در سه سال اول برنامه سوم تأمین شده است که نشان از بی توجهی کامل به این طرح بوده است.
ت – سند چشم انداز جمهوری اسلامی در افق بیست ساله (۱۴۰۴ – ۱۳۸۴ خورشیدی ) و جامعه عشایری
سند چشم انداز بیست ساله کشور رvision که برای مدیریت استراتژیک و طرح راهبردهای بلندمدت توسعه همه جانبه کشور با توجه به فرصتها و چالشهای پیش رو چارچوبی در دست دارد و در آن خطوط راهنمای آینده و افقی روشن از آرمانها و اهداف نظام ترسیم گردیده است، به دلیل اینکه جهت گیریهای کلی را مشخص نموده است، مستقیماً به جامعه عشایر نپرداخته است. اما محورهای مهمی که بر روی آنها تأکید داشته، در آینده جامعه عشایر اثر گذار خواهد بود.
با توجه به سند چشم انداز جمهوری اسلامی که ایران در افق ۱۴۰۴ خورشیدی، کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری در سطح منطقه خواهد بود و توسعه یافتگی متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی ، عدالت اجتماعی، برخورداری از دانش پیشرفته، سلامت ، رفاه ، امنیت غذایی ، امنیت اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب ، درآمد کافی به دور از فقر و فساد و تبعیض، و بهره مند از محیط زیست مطلوب و … همه از اهداف و ویژگیهای مهمی است که تحقق آنها در کشور، در جامعه عشایری نیز نقش بسیار تعیین کننده ای خواهدداشت. لذا میتوان گفت در راستای تحقق اهداف فوق، برنامه های میان مدت و کوتاه مدت باید جامعه عشایر را از هر جهت مورد توجه قرار دهد.
ث- سیاستهای کلان جمهوری اسلامی درباره جامعه عشایری کشور
•    توجه به کرامت انسانی، حفظ حرمتها و ارزشهای فرهنگی – اجتماعی جامعه عشایری
•     تأکید بر استفاده مناسب از منابع و قابلیتهای مناطق عشایری درچارچوب اصل آمایش سرزمین به منظور ایجاد و حفظ توازن منطقه ای و رفع محرومیت از طریق ایجاد و توسعه زیرساختهای اقتصادی – اجتماعی
•    ارتقای شاخصهای توسعه انسانی و افزایش سطح رفاه جامعه عشایری در جهت تحقق عدالت اجتماعی و توسعه پایدار
•    توجه به مزایای حضور عشایر در مناطق استراتژیک و عمدتاً دور از دسترس و نیز تأکید بر تقویت قابلیتها و توانمندسازی آنها به عنوان عوامل پدافندی غیرعامل در امور امنیتی و دفاعی کشور.
•    سامان بخشی به اسکان عشایر داوطلب و همچنین تنسیق وتسهیل امور کوچ و بهسازی و نوسازی کانونهای استقرار جمعیت عشایری
•    توسعه توانمندیهای تولیدی عشایر و تحول در نظام معیشت و ارتقای شاخصهای برخورداری
•    توسعه مشارکت اجتماعی، ساماندهی به نظام مدیریت سازگار محلی و تثبیت حقوق عرفی عشایر در جهت حفظ تعادلهای زیست محیطی
ج – برنامه پنجساله چهارم توسعه (۱۳۸۸-۱۳۸۴ خورشیدی) و جامعه عشایری
برنامه پنجساله چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور که اولین برنامه میان مدت سند چشم انداز بیست ساله می باشد، در راستای تحقق اهداف سند مزبور، تنظیم گردیده است. در این برنامه در فصول مختلف در مواد ۶۹ ، ۷۰ ، ۹۱ ،‌۹۵ ، ۹۶ و ۱۱۴ به جامعه عشایری کشور از ابعاد ساماندهی کوچ و اسکان، توجه به تولید و اشتغال، دسترسی به خدمات ونقش داشتن در حفظ محیط زیست و برخورداری از شاخصهای توسعه ،‌توجهاتی شده است.
۲-۲-۴- اهداف طرح شده از سوی مسئولین اجرایی ، خبرگان و اندیشمندان جامعه‌عشایری
با برگزاری سه همایش تخصصی مهم در سالهای ۱۳۶۹ ، ۱۳۷۱ و ۱۳۸۳ و بررسی طرح دیدگاههای محققین و صاحب نظران در این همایشها،‌بهتر میتوان به اهدافی که برای ایجاد کانونهای توسعه عشایر در کشور پیش بینی شده است، دست یافت.
«تدوین خط مشی بیست ساله،‌توسط سازمان امور عشایر و تصویب آن در شورای عالی عشایر، تلاشی بود که از جهات نظری، بحث اسکان را رسمیت بخشد و در آن، سازمان امور عشایر با صراحت اولین بار در یک سند رسمی اسکان عشایر را پذیرفت. در سال ۱۳۶۸ همزمان با جمع بندی مطالعات گسترده سازمان برنامه و بودجه،‌طرح جدیدی به نام مطالعه و عمران دشتهای مستعد عشایری در دستور کار قرار گرفت که می بایست براساس آن، به سرعت دشتها و منابع باقیمانده قلمروهای عشایری به منظور جلوگیری از اختصاص آنها به غیرعشایر، با حفر چاه و تأمین آب توسط عشایر، به زیر کشت برود. این طرح در ادامه خود و در سال ۱۳۶۹ به طرح توسعه جامع مناطق عشایری تغییر نام یافت. پا به پای این اقدام در برخی از استانهابه صورت تصمیماتی محلی، زمینه اسکان عشایر و تحول در شیوه معیشت آنها را نیز عملاً شروع نمودند. در سال ۱۳۶۹ برای دریافت، تأکید و تأیید رهیافتهای جدید، سمیناری تحت عنوان «سمینار استراتژی توسعه زندگی عشایر» و به دنبال آن در سال ۱۳۷۰ «کنفرانس بین المللی عشایر و توسعه» برگزار گردید. در هر دوی آنها با احتیاط و تأکید بر خدمات حین کوچ ،‌راهبردهای جدید که توسط دفتر مطالعات طرح توسعه و مناطق عشایری مطرح گردیده بود اساس کار و مورد تأیید قرار گرفت، طرح توسعه مناطق عشایری با هدف اسکان داوطلبانه از این پس با حمایتهای همه جانبه تری روبرو شد و به عنوان محور فعالیت سازمان امور عشایر مطرح گردید و دستاوردهای آن در متون برنامه ریزی کشور برای اولین بار جایگاه ویژه ای یافت.
الف – اهداف از نگاه گروه مطالعاتی هامون
اهداف کلی و کمی توسعه پیشنهادی این گروه جامعه عشایری به شرح زیر است:
اهداف کلی توسعه
ارتقاء سطح زندگی و تأمین رفاه اقتصادی مناسب برای عشایر کوچنده کشور از طریق توسعه و تحول نظام سنتی و افزایش بهره وری از منابع و عوامل تولید در مناطق ایلی.
بهبود کیفیت زیست و رفاه اجتماعی جامعه عشایری از طریق توسعه و گسترش خدمات اجتماعی، رفاهی و زیربنایی به ویژه خدمات آموزشی و بهداشتی، ارتباطات و انرژی.
متنوع کردن فعالیتهای اقتصادی در جامعه عشایری با بهره گیری از امکانات بالقوه و منابع سرزمینهای ایلی؛ جهت ایجاد اشتغال و نگاهداشت جمعیت در نواحی حاشیه ای و دورافتاده کشور
تلاش درجهت تعالی تکنولوژیک و بهره گیری از فناوری مناسب به منظور افزایش قابلیتهای انطباق و سیطره انسان عشایری بر طبیعت و مهار انرژیهای آزاد
سامان بخشی به اسکانهای خود به خودی و تأمین شرایط مطلوب برای اسکان تدریجی بر نواحی مناسب از طریق شناسایی و تجهیز دشتها و فضاهای مستعد و نیز مکان یابی و تجهیز کانونهای جدید تمرکز جمعیت و فعالیت.
اهداف کمی
۱- ایجاد و تجهیز کانونهای جدید و بهسازی و نوسازی کانونهای جمعیتی موجود، مشتمل بر ۵۰ ایل شهر، ۱۰۰ شهرک عشایری و ۵۰۰ آبادی برای استقرار دائمی قریب یک میلیون نفر از جمعیت عشایری تا افق برنامه
۲- ایجاد۲۵ هزار شغل جدید صنعتی در مناطق عشایری با ایجاد ۵۰ شهرک صنعتی در ایل – شهرها و ۱۰۰ مجتمع کارگاهی در شهرکهای عشایری و اجرای طرحهای صنعتی مناسب
۳- ایجاد ۵۰ هزار شغل جدید در بخش خدمات، فعالیتهای ساختمانی و معدنی، آبخیزداری و احیای مراتع مخروبه و …
۴- تجهیز و آماده سازی ۳۲۰ هکتار از اراضی قابل آبیاری دشتهای مناطق عشایری جهت گسترش سطح زیر کشت آبی و افزایش تولیدات زراعی عشایر (به ویژه نباتات علوفه ای)
۵- تأمین ۵ میلیارد مترمکعب آب تا افق برنامه، با توسعه و بهره برداری از مناطق سطحی و زیرزمینی در قلمرو مناطق عشایری از طریق اجرا و تکمیل طرحهای کوچک تأمین آب، پمپاژ از رودخانه … به منظور ایجاد اسکان جهت بهره برداری توسط عشایر. (مجموعه مقالات سمینار استراتژی توسعه، شماره ۲۰‌: ص ۲۲۳).
رئیس وقت سازمان امور عشایر در خصوص اهداف برنامه ساماندهی در این دوره میگوید:
«این سازمان با بهره گیری از تلاش کارشناسان آگاه در امور عشایر کشور و استخراج نتایج سمینارهای علمی و بین المللی، چارچوب سیاستهای کلان سازمان را تدوین کرد. تا این مقطع از تاریخ به استناد اسنادی که وجود دارد سیاست کارآمد ومؤثری در قبال نگرش به زندگی عشایر کشور تثبیت نشده بود. براساس برنامه ساماندهی، سازمان موظف است سیاست ایجاد تسهیلات مناسب را برای هر شیوه ای از زندگی عشایر که اسباب اقتدار، همبستگی، تولید، حفاظت از خصلتهای خوب اجتماعی عشایر فراهم آورد را حمایت و اجرا کند و چنانچه جمعی به مشخصات فوق در اسکان دست می یابند و داوطلبانه خواستار اسکان باشند با هماهنگی خود آنان ، کانونهای اسکان شکل می گیرد و فعالیتهای زیربنایی از طرف سازمان باعث مشارکت عشایر در جهت فعال کردن کانون و آماده کردن زمینه های اشتغال و درآمد وپرداختن به شیوه های جدیدی از تولید را مهیا می کند (فصلنامه ذخایر انقلاب، شماره ۲۰، ص ۶۰)
اهداف از دیدگاه محققان مختلف
«پس از طی مراحلی از مطالعات، سازمان امور عشایر ایران به این دریافت نائل آمد که جامعه عشایر همانطور که از جامعه شهری و روستایی جدا است شیوه‌محاسبه و برنامه ریزی آن نیز باید ویژه خود آن جامعه باشد، و چنین شیوه ای در جزئیات نه تنها در هیچ جای جهان تجربه نشده است بلکه از طایفه ای به طایفه دیگر و از منطقه ای به منطقه دیگر نیز باید انعطاف لازم را داشته باشد.» (بیانیه کنفرانس … ، ۱۳۷۱ : ص ۳۸).
«طرح اسکان و ساماندهی عشایر باید براساس یک برنامه ریزی علمی صورت گیرد. پدیده اسکان باید آگاهانه، داوطلبانه و با مشارکت حقیقی و همه جانبه مردم عشایری و با حفظ و تقویت جایگاه تولیدی آنان در امر کشاورزی، به ویژه دامداری وصنایع وابسته به آن و اشتغال زا و درآمدزا برای جمعیت فعال عشایری اعم از مرد و زن و به ویژه جوانان باشد.» (فصلنامه ذخایر انقلاب، شماره ۲۰ ، ص ۸۵).
«اسکان عشایر کوچنده از دیدگاه رشد و توسعه و تحول، عبارتست از تغییر رفتار اقتصادی و اجتماعی آنان به منظور بهبود کیفیت زندگی و بالا بردن سطح زندگی فردی خویش و گام گذاردن در مسیر تحول و پیشرفت دائمی » (فصلنامه ذخایر انقلاب، شماره ۱۰، ص ۱۴۶).
«تغییر رفتار اقتصادی و اجتماعی ممکن است گاه با استقرار در مکان معینی همراه باشد و یا به استقرار در مکان معینی بینجامد. زندگی جدید ممکن است در قالب دهواره های عشایری یا حتی در آبادی ها و سکونتگاههای شهری آغاز گردد. اما هر چه و در هر کجا باشد باید آغازگر شیوه زندگی نوینی متناسب با عصر پیشرفتهای علمی و فنی و صنعتی باشد. جماعت عشایری باید اقتصادی کارآمدتر، تولیدی بیشتر و درآمد خالص بالاتری داشته باشند، از خدمات آموزشی و بهداشتی و فرهنگی بهره مند گردد و از لحاظ اجتماعی نیز استعداد و خلاقیتش در راه جبران عقب ماندگی علمی وفنی کشور به کار گرفته شود. (همان : ص ۱۴۷).
تغییر و تحول هدفدار در ساخت و بافت جامعه عشایری اعم از فیزیکی – اجتماعی و اقتصادی و به دنبال آن تغییر در محیط و رفتارهای اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی و الگوهای سنتی در بستر گذشته به منظور بهبود کیفیت زندگی و گام نهادن در مسیر پیشرفت برای رسیدن به افقی روشن (فصلنامه ذخایر انقلاب، شماره ۸ و ۹ ص ۹۰).
«سازمان امور عشایر ایران این کانونها را کانونهای حمایتی تلقی نمود و برحسب نیاز،‌تأمین آب زراعی و آب شرب، برق رسانی، توسعه و تجهیز زمینهای زراعی – احیاناً با حفر چاه – سوخت و یا ترمیم جاده و همچنین تأمین سایر نیازمندیها – امیدوار است که باعث ثبات این کانونها شود. در توسعه پایدار زیست بومهای عشایر، بهبود و ارتقاء سطح زندگی بایستی با بهره گیری از فناوریهای مناسب و در نتیجه ایجاد شیوه های جدید تولید و بهره برداری از منابع و تحول در روشهای سنتی و در نهایت به صورت تلفیقی از دامپروری، کشاوری و صنایع خصوصاً تبدیلی صورت گیرد (صلنامه ذخایر انقلاب، شماره ۲۰ . ص ۷۲).
سایر اهداف
۱- افازیش درآمد عشایر
۲- گسترش فعالیتهای تولیدی جانبی مناسب
۳- توسعه و بهبود وضع دامداران عشایر کشور
۴- تغییر رفتار اقتصادی واجتماعی آنان به منظور بهبود کیفیت زندگی و بالا برد سطح زندگانی خویش و گام گذاردن در مسیر تحول پیشرفت دائمی
۵- زندگی جدید ممکن است در غالب دهواره های عشیاری یا حتی در آبادیها و سکونتگاههای شهری آغاز گردد.
۶- باید ‎آغاز گر شیوه زندگی نوین متناسب با عصر پیشرفتهای علمی و فنی وصنعتی باشد.
۷- جماعت عشایری باید اقتصادی کارآمدتر ، تولید بیشتر و درآمد خالص بالاتری داشته باشند.
۸- از خدمات آموزشی و بهداشتی و فرهنگی بهره مند گردد.
۹- تغییر رفتار اقتصادی و اجتماعی ممکن است با استقرار در مکان معینی همراه باشد یا به استقرار در مکان معینی بینجامد.
۱۰- حال اگر قرار باشد دهواره های جدیدی با جماعتهای عشایری کوچنده پدید آید، باید فعالیت اصلی آنها بر محور پرورش دام، آن هم تا جایی که ممکن باشد دامپروری نوین امروزی، قرار گیرد.
۱۱- ایجاد اشتغال و افزایش درآمد سرانه خانوارهای کوچ نشین
۱۲- توسعه و گسترش کشاورزی به ویژه در مناطقی که استعداد لازم در این زمینه وجود دارد.
۱۳- تغییر شیوه موجود کوچ به ترانسهومانس
۱۴- اسکان خانوار اولین مرحله ساماندهی به منظور توسعه پایدار است. (فصلنامه ذخایر انقلاب، ۱۳۷۷ : شماره ۲۱ ، ص ۱۱۳).
۱۵- براساس ماهیت توسعه باید در تحول جامعه عشایری تغییر شیوه تولید با سطح فرهنگ و ساختار جامعه عشایری سازگاری داشته باشد تا افزایش تولید در سطح تمام واحدهای بهره بردار (خانوار) ایجاد گردد (همان :‌ص ۱۱۴)
۱۶- تشکیل دامداریهای صنعتی و نیمه صنعتی
۱۷- ایجاد انگیزه و امکان ادامه زندگی تولیدی با شیوه علمی
۱۸- اسکان منطقی
۱۹- ایجاد زمینه اشتغال متنوع،‌سالم و درآمد مازاد جمعیت
۲۰- ایجاد زمینه طراحی یک شبکه خدمات رسانی سلسله مراتبی ایجاد امکانات و تأسیسات خدماتی، بهداشتی و آموزشی و…
۲۱- تغییرات تکنیکی و ایجاد زمینه نوآوری در عشایر
ب – دیدگاه پروفسور اهلرز
بهترین راه این است که زندگی عشایر را با کشاورزی و پیشه وری و صنعت پیوند دهیم. ممکن است یک پیشنهاد این باشد که آبادیهای کوچکی را در ییلاق و یا قشلاق احداث کنند. برحسب اینکه عشایر در این آبادیهای ییلاقی هستند دامهایشان را به صورت سالانه یا موقت بچرانند یا اینکه همانطور که در کشور شوروی اقدام شده است،‌هم ییلاق و هم قشلاق را حفظ کنند و دام را به وسیله کامیون انتقال دهند و در طول این راه مدارس و خدمات برای آنها مشخص کنند، برحسب مقتضیات طبیعت منطقه نیز باید راههای خاص منطقه ای پیدا کرد (همان: ص ۱۱۵).
پ – دیدگاه پروفسور گارت ویت
دولت و سازمان امور عشایر با حمایت از عشایر، مشورت و همکاری با آنان میتوانند سطح فرهنگ و تولید آنان را بالا برند. آنچه عشایر ندارند فناوری جدید است که دولت میتواند نقش مهم و سازنده ای در جهت بالارفتن توان اقتصادی آنان داشته باشد. (همان: ص ۱۱۵)
ت – دیدگاه پروفسور ژان پی یر دیگارد
برای همه عشایر یک برنامه واحد نمیتوان ارائه داد. هر قبیله و عشیره برای خود مسائل مخصوصی دارند. از نظر من مغولستان یک نمونه است آنها پیشرفتی در دامداری داشته اند. ما در فرانسه عشایر ندرایم ولی یک سیستم سردسیری – گرمسیری داشتیم یعنی کوچ نشینان ما ، ده نشینانی هستند که گله را با چوپان به ییلاق می فرستند و این یک سیستم عقلانی بود. (همان : ص ۱۲۳).
ث – بیانه کنفرانس بین المللی عشایر و توسعه
در این بیانیه برای رسیدن به اهداف توسعه،‌چهار توصیه به شرح زیر آورده شده است:
•     بهبود رفاه و تأمین اجتماعی
•    تنوع بخشیدن به تولید از طریق ادغام دامداری، کشاورزی و ترویج صنایع تبدیلی مربوط به آنها.
•     بهبود سطح زندگی از طریق توسعه زیربناها.
•     افزایش بهره وری نیروی کار از طریق اصلاح فناوری و ابزارهای تولید.
به منظور حفظ و توسعه توانایی های عشایر، طیف گسترده ای از اقدامات حمایتی مالی، فنی، علمی و اجتماعی- فرهنگی پیشنهاد می شود. کنفرانس تأکید دارد که هیچ شرایط اسکان اجباری نباید صورت گیرد. ایجاد امکانات اشتغال برای عشایر در بخش هایی که با آن آشنا هستند ضرورت دارد. بخش عشایری برای بهره برداری از ظرفیت های شناخته شده تولیدی خود به سرمایه گذاری نیاز دارد. انتظار اینکه عشایر کوچنده بتوانند بر پایه امکانات خود توسعه بیابند واقع بینانه نیست. از این رو انتقال سرمایه از خارج بخش، به عنوان اقدامی موقتی برای تقویت توان بازسازی و رشد و توسعه ضروری است و توصیه می شود که فوراً سیاست هیا سرمایه گذاری به سوی کارآیی بیشتر عوامل تولید و ایجاد رشد درونی پایدار هدایت گردد. این سرمایه گذاری ها باید با ساز و کارهای مشارکت داوطلبان، فراهم آوردن امکانات تولیدی در شرایط مناسب و به ویژه با جهت دهی آنها به سمت تولید علوفه و احیای مراتع همراه باشد. اسکان به معنای خانه سازی بی برنامه و غیراقتصادی نیست، بلکه عبارت است از برنامه رریزی سازمان یافته فضایی، اجتماعی و اقتصادی که امکان توسعه منابع انسانی و حمایت از مراتع را فراهم آورد. (بیانیه کنفرانس…، ۱۳۷۱: ص۵۷-۵۴)
نفوذ دکترعبداللهی، جامعه شناس توسعه
«اسکان جامعه عشایری ایران نه به عنوان یک هدف بلکه به مثابه وسیله و به عنوان جزئی از برنامه جامع ایجاد تغییرات اساسی و تحول در ماهیت و ویژگی های اجتماعی- اقتصادی، سیاسی و فرهنگی زندگی عشایری و یگانگی ارگانیک آن با جامعه ملی در جهت تأمین رفاه حال این بخش از جمعیت کشور و برخوردار ساختن آنان از نتایج حاصل از اجرای برنامه های توسعه در ایران واقعیتی ضروری و غیرقابل انکار است. مکانیسم های مختلف تشویقی برای ایجاد جاذبه در مرحله آماده سازی (مقدماتی) میانی (گذرا) و پایانی (اسکان دائم) شامل موارد زیر می باشد:
واگذاری اراضی، ایجاد جاذبه های مناسب در مکان های تعیین شده برای اسکان از قبیل تأمین آب آشامیدنی و آب زراعی، برق، مراکز بهداشتی و درمانی، مدرسه، تعاونی و فروشگاه ها، تأمین مسکن مناسب، ایجاد صنایع تکمیلی، سرمایه گذاری و ایجاد مهارت‌های شغلی توسط نظام نوین در جهت افزایش کمی و بهبود کیفی تولیدات.
ج. پیام رئیس جمهور وقت به کنفرانس بین المللی عشایر و توسعه
«شناخت صحیح این جامعه و برآورد واقعی از قابلیت های آن، روند سرمایه گذاری برای رفع محرومیت، بهبود سطح معیشت، ارتقاء مهارت ها و همچنین تحقق یک نظام کارآمد در جامعه عشایری را تسهیل و تسریع خواهد کرد».
ح. پیام وزیر جهادبازرگانی
«به دلیل هزینه های سنگین پرورش دام سبک- در سیستم بسته- که مبتنی بر تعلیف دستی است، در شرایط کنونی عملاً غیراقتصادی است. لذا پرورش دام سبک در کشور ما در شکل دامداری تلفیقی عمدتاً بر منابع طبیعی و ضایعات محصولات کشاورزی گرایش یافته است. به نظر می رسد استراتژی توسعه مناطق عشایری باید متناسب با این دو جریان و گروه (کوچ و اسکان) تبیین شود و طرح های مناسب جهت ساماندهی اقتصادی و سازماندهی فضایی و زیستی آنها متناب با شرایط هر منطقه ایلی و عشایری تنظیم گردد. بهبود شرایط اقتصادی به تنهایی نمی تواند نمی تواند شرایط مطلوب زیستی را برای آنها فراهم آورد بلکه بهره مندی از خدمات و شرایط مناسب زندگی از عوامل مهم به حساب می آید».
خ. اهداف مطرح شده توسط مسئولین سازمان امور عشایر ایران
در پرسشنامه ای تخصصی به صورت سئوال باز در خرداد۸۳، از مسئولین سازمان امور عشایر ایران (رئیس،‌ معاون و تعدادی از مدیران کل استانی) خواسته شد که اهداف اولیه برای کانون اسکان عشایر را به صورت مکتوب ارائه نمایند:
۱- حفظ توانمندی تولیدی عشایر در تأمین نیازمندی های ملی از طریق احیاء و به فعل درآوردن منابع در قلمرو خانواده های عشایری و از طرفی ایجاد امکان بهره مندسازی عشایر از شاخص های توسعه و دسترسی به خدمات.
۲- چند منظوره نمودن درآمد عشایر.
۳- سکونت دادن جوامع عشایری در یک نقطه به منظور:
الف) دادن امکانات بهداشتی، رفاهی و آموزش و پرورش.
ب) نجات مردم عشایر از این زندگی سخت و کمی درآمد.
ج) ایجاد اشتغل زایی.
د) مشارکت جامعه عشایری در توسعه پایدار و بهره گیری از پتنسیل های آن جامعه.
۴- تغییر شیوه معیشت.
۵- ایجاد اشتغال پایدار.
۶- افزایش درآمد.
۷- رسیدن به اقتصاد بهتر.
۸- دسترسی به مراکز بهداشتی و آموزشی.
۹- زندگی مناسب در شأن عشایر.
د- اهداف اولیه از دیدگاه عشایر
آگاهی یافتن خانوارها از اهداف اولیه می تواند زمینه مشارکت و تعامل فعال خانوارهای متمایل به اسکان را فراهم نماید. آن دسته از طرح های توسعه توانستند موفق باشند که قابلیت مشارکت با کسانی که طرح برای آنها اجرا می شود داشته باشند.
به منظور آگاهی از نظرات خانوارهای عشایری مورد بررسی درباره هدف از اجرای طرح ساماندهی از آنان پرسش هایی به عمل آمد.
به این پرسش که «آیا شما می دانید طرح ساماندهی و اسکان عشایر برای چه منظوری به مرحله اجراء درمی آید؟»« ۳/۷۴ درصد سرپرستان خانوارهای عشایری مشمول طرح ساماندهی و اسکان عشایر دشت بکان فارس پاسخ مثبت دادند و ۷/۲۵ درصد به درستی نمی‌دانستند که طرح ساماندهی برای چه منظوری به مرحله اجرا درمی آید.
در سئوال دیگر از سرپرستان خانوارهای عشایری خواسته شد تا هدف از اجرای طرح ساماندهی را بیان کنند. پاسخ های داده شده به این پرسش حاکی از آن است که ۸۱ درصد سرپرستان خانوارهای نمونه عشایری مشمول طرح سازماندهی، هدف از اجرای طرح ساماندهی را «برخورداری عشایر از حداقل امکانات زیستی- معیشتی» تلقی نموده اند، ۶/۱۷ درصد «سر و سامان بخشیدن به زندگی و شیوه معیشت عشایر» و ۴/۱ درصد «تنوع بخشی به منابع درآمد خانوارهای عشایری و تلفیق زراعت با دامداری» را هداف از اجرای طرح ساماندهی و اسکان عشایر ذکر کرده اند.
جمع بندی اهداف
مهمترین اهدافی که در اسناد برنامه های توسعه کشور و همچین در دیدگاه های مسئولین، خبرگان جامعه عشایر و عشایر برای شکل گیری کانون های اسکان عشایر پیش بینی شده است عبارتند از:
۱- ارتقاء سطح زندیگ و تأمین رفاه اقتصادی عشایر.
۲- متنوع کردن فعالیت های اقتصادی در جامعه عشایر.
۳- بهره گیری از فناوری مناسب.
۴- دسترسی به خدمات مورد نیاز زندگی.
۵- ایجاد دهواره های عشایری بر پایه کشاورزی، دامپروری، صنایع و… .
۶- ارتقاء مهارت ها.
۷- ایجاد اشتغال پایدار.
۸- افزایش درآمد خانوار.
۹- بهره مندی عشایر از شاخص های توسعه.
۱۰- مشارکت عشایر در توسعه پایدار. (صیدائی، ۱۳۸۶: ۷۷-۵۶)

مطالب مرتبط

وضعیت سلامت مراجعه‌کنندگان به مراکز ترک اعتیاد چارچوب نظري ارتقاء زندگي عشاير مقاله خودشناسی مشکلات نوجوانی مشکلات زنان شاغل تحقیق نظم و انضباط در خانواده شبکه های اجتماعی