دو داستان کوتا

دو داستان آموزنده و کوتاه – مهمانی خدا و طناب مهمانی خدا ظهر يک روز سرد زمستاني، وقتي اميلي به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه اي را ديد که نه تمبري داشت و نه مهر اداره پست روي آن بود. فقط نام و آدرسش روي پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را […]

توضيحات بيشتر دو داستان کوتا